دبیرستان استاد شهیدمطهری فرهنگیان
پسرانه سال تاسیس 1386 ناحیه 4 شیراز 
قالب وبلاگ
  متن سوال:
خداوند در قرآن كريم در باره والدين چه توصيه هايي نموده است؟
  متن جواب:

 

توجه به پدر و مادر و چگونگی رفتار با آنها یکی از مسائلی است که در نزد خداوند بسیار اهمیت دارد و به همین علت ، آیات مختلفی از قرآن کریم به این موضوع اختصاص یافته  و در این زمینه روایات متعددی نیز از اهل بیت ( علیهم السلام ) به ما رسیده است که جوانب متفاتی از آنرا برای ما مشخص می کند . حتی گاهی اوقات به هنگام بررسی آیات قرآن کریم و یا روایات ائمه طاهرین ( علیهم السلام ) با تعابیر شگفت انگیزی مواجه می شویم که شاید کمتر بتوانیم نظیر آنها را در موضوعات دیگر بیابیم .

بحث چگونگی رفتار با والدین ، همانگونه که ذکر شد ، جوانب مختلفی دارد و جنبه حقوقی و اقتصادی ، چگونگی برخورد عمومی با پدر و مادر ، میزان تبعیت لازم از آنها و . . . همه بخشی از ابعاد مختلف آن بشمار می آیند . حتی جالب است بدانی که دین ما نه تنها رفتار ما در سنین جوانی و میانسالی و پیری در قبال پدر و مادر را تبیین می کند ، بلکه  برایمان مشخص می نماید که حتی پس از آنکه آنان از دنیا رفتند ، ما باید در مورد آنان چگونه باشیم .

 

سفارشی اقتصادی :

قرآن کریم هنگامی که درزمینه مسائل مالی سخن به میان می آورد ، جایگاه بخصوصی برای پدر و مادر قائل است . جدای از حقوق واجبی که در این خصوص والدین دارند ، خداوند ما را متوجه می سازد تا هنگامی که می خواهیم عمل صالحی را انجام دهیم ، پدر و مادر شایسته ترین افرادی هستند که باید آنها را مورد توجه خویش قرار دهیم . به عنوان نمونه ، خداوند متعال در آیه 215 سوره بقره که صحبت از انفاق است ، پیش از اینکه از هر گروه و دسته دیگری نام ببرد ، پدر و مادر را پیش می اندازد و ما را متوجه آنان می کند . (1)

 

عبادت خدا ، نیکی به پدر و مادر :

اما مسائل اقتصادی و مالی در عین اهمیت بسیار زیاد و دقت و توجه قرآن کریم به آنها ، تازه در جایگاه دوم قرار دارد . آیات شریفه قرآن  پیش از آن ، اهمیت فوق العاده نیکی به پدر و مادر در همه زمینه ها را به ما می آموزند . با توجه به اهمیت و نقشی که رفتار نیک با پدر و مادر در سرنوشت ما دارد ، در 3 جای قرآن ، پروردگار ما ، ما را سفارش می کند که با پدر و مادر خویش به نیکوئی رفتار کنیم .(2) اما مهمتر از آن ، خداوند متعال در 3 آیه دیگر از قرآن کریم (3) ، بلافاصله پس از اینکه ما را از شرک نهی می کند و فرمان می دهد که تنها او را بپرستیم ، به ما امر می نماید که به پدر و مادر خویش نیکی کنیم و حتی این مطلب را نیز به همراه تأکید ذکر می کند .

 

دعوت پیامبران و سفارش به والدین :

نیکی به پدر و مادر از مهمترین آموزه های اسلامی است که جایگاه ویژه ای نیز در دعوت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) دارد . بر اساس آیه 151 سوره انعام ، هنگامی که رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) به فرمان الهی مردم را فرا می خواند تا محرمات خداوند را برای آنان برشمرد ، آنان را ابتدا از شرک به خداوند نهی می کند وپیش از آنکه سایر محرمات را ذکر کند ،  ما را فرمان می دهد تا به پدر و مادر خویش نیکی کنیم. (4) از همین جا مشخص می شود که پس شرک به خدا که بزرگترین گناه است ، رنجاندن پدر و مادر در شمار عظیم ترین گناهان محسوب می شود .

 اما نیکی به پدر و مادر ، تنها موضوعی مخصوص دین اسلام نیست ، بلکه از مواردی کلی به شمار می آید که تمامی انبیاء الهی مأمور بوده اند تا آنرا به مردم ابلاغ کنند و در همه شرایع ، از اصول مهم بشمار می آمده است . به عنوان نمونه ، هنگامی که در آیه 83 سوره مبارکه بقره ، سخن از عهد و پیمانی به میان می آید که بنی اسرائیل با پروردگارخود بستند ، مشاهده می کنیم دقیقا به همان ترتیبی که پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) دعوت خویش را ابلاغ نمود ، سخن به میان می آید .  آنان نیز پس از پیمان بستن بر اینکه غیر خدا را عبادت نکنند ، عهد بستند که با پدر و مادر خویش به نیکوئی رفتار نمایند . (5)

 

اطاعت پدر و مادر تا چه حد ؟

دین ما به ما می آموزد هرگز نباید به گونه ای رفتار کنیم که سبب آزردگی خاطر پدر و مادرمان شویم . لذا هنگامی که آنان ما را از روی خیر خواهی و شفقت نسبت به انجام عملی فرمان می دهند و می دانیم که عدم انجام آن کار سبب رنجش و آزردگی خاطر آنان می شود ، باید حتما از پدر و مادر خویش اطاعت کنیم . این فرمان برداری و اطاعتی که پروردگارمان ، ما را نسبت به آن موظف می داند ، تنها و تنها یک قید دارد ؛ فقط در صورتی که اطاعت پدر و مادر سبب نافرمانی و معصیت خداوند گردد ، ما نباید به سخن آنها گوش دهیم .

اما جالب است حتی در این هنگام نیز که آنان به ما می گویند گناهی را انجام دهیم و یا آنکه از انجام واجبی چشم پوشی کنیم ، قرآن کریم به ما می آموزد تا در عین آنکه به سخن آنها عمل نمی کنیم ، ولی در این زندگی گذرای دنیا ، با آنان به نیکوئی رفتار نمائیم و در دنیا، هم نشین خوبی برایشان باشیم . (6)

 

مادر ، رنجی بی پایان ، مهری بی کران :

از سوی دیگر ، در فرازی از آیات قرآن کریم پروردگارمان ، ما را به یاد گوشه ای از رنجهای مادر می اندازد . قرآن به یادمان می آورد مادر هموست که به زحمت و سختی ما را در درون رحم خویش حمل نمود ، با رنج و زحمت ما را به دنیا آورد و 2 سال تمام ، ما را در دامن مهر خود پرورید و با شیره جان خویش ما را تغذیه کرد . لذا بدین ترتیب ، او 30 ماه درد و رنج را به خویش هموار نمود .(7)  بعضی وقتها که انسان با خویش فکر می کند و آن همه محبتهای مادر و زحمات پدرش را به یاد می آورد و یا با این آیات الهی برخورد می کند ، چه بسا یادآوری اینها ، جاری کننده قطره اشکی باشد که بر روی گونه اش می غلطد .

 در همین جا است که خداوند متعال همانگونه که ما را نسبت به شکر گزاری به آستان خویش فرامی خواند ، به ما می آموزد که از پدر و مادرمان نیز سپاسگزار باشیم .(8) در حقیقت از این آیه به خوبی روشن می گردد که سپاسگزاری از پدر و مادر از آنجائی که خداوند خود ما را نسبت به آن فرمان داده است ، سپاسگزاری از خود اوست .

 

کمترین رنجش ، هرگز! :

در بسیاری از موارد سرانجام گرد پیری بر چهره پدر و مادرمان می نشیند . طبیعی است که با گذر سن ، انسان ممکن است طاقتی کمتر داشته باشد ، کم حوصله شود و بسیار زودتر برنجد . حتی چه بسا ممکن است در این دوران و یا حتی پیش از آن ، پدر و مادرمان در برابر ما اشتباه  بکنند و ما را به ناحق مورد سرزنش و توبیخ خویش قرار دهند . اما جالب است در کنار همه این مسائل ، پروردگارمان به ما می گوید که در تمامی طول عمر پدر و مادرمان و بخصوص در دوران پیری که بیشتر به کمک ما احتیاج دارند ، هرگز آنان را از خویش نرنجانیم . حتی به عنوان نمونه ای کوچک ، در هنگام سخن گفتن ،  اگر از آنان رنجیده خاطر نیز بودیم ، به پدر و مادر خویش " اف " نیز نگوئیم .(9)

" اف " ، کمترین و خفیف ترین کلمه ایست که به هنگام ناراحتی درونی بر زبان انسان جاری می شود . اما خداوند ما را از گفتن همین میزان نیز بازداشته است . هنگامی که امام صادق (علیه السلام ) این آیه الهی را برایمان تفسیر می کنند ، می فرمایند که اگر کلمه ای پست تر و کمتر از این کلمه  وجود داشت ، به جای این کلمه ، خداوند ما را از به زبان راندن آن در برابر پدر و مادر نهی می نمود .(10)

 

پس چگونه باشیم ؟

اما شاید این سؤال به ذهنمان برسد پس در برابر پدر و مادرمان باید چگونه باشیم ؟ قرآن کریم به همین مقدار بسنده نمی کند و بسیار زیبا تر مسأله را برایمان روشن می نماید . شاید تاکنون پرندگان تیز پروازی را دیده باشی که با تمام چالاکی خویش دیگر قصد گریز ندارند . لذا در برابر فرد مقابل خویش دو بال خود را می گسترند و بر زمین می کشند تا بدین طریق تسلیم بودن خویش را به او نشان دهند . خداوند متعال در آیه 24 سوره مبارکه اسراء دقیقا همین را به ما می آموزد که بال و پر خویش را خاضعانه در برابر پدر و مادر خود بگشائیم و در مقابل آنان مهربانانه تواضع کنیم . (11) لذا واقعا باید سعی کنیم تا مهر و محبت خویش را به آنان ابراز نمائیم و به این وسیله هر آنچه می توانیم در محافظت و حمایت از آنان و ابراز مهر و عاطفه در مقابلشان بکوشیم .

 

یاد پدر و مادر در ناب ترین لحظات :

 در کنار تمامی این سفارشات و فرامینی که قرآن کریم برای ما بر می شمرد ، این کتاب آسمانی در ناب ترین لحظات زندگی که لحظه پیوند با محبوب و دعا نمودن به درگاه اوست و در اوج خلوت آدمی که هنگامه مناجات و راز و نیاز اوست ، ما را یادآوری می کند تا پدر ومادرمان را فراموش ننمائیم و در حق آنان دعا کنیم و بگوئیم که : پروردگارا ، همانگونه که آنان مرا در حالی که کودکی ناتوان بودم ، پروراندند ، تو نیز آنها را مشمول رحمت خویش قرار بده . (12)

واقعا چگونه در کنار پدر و مادر بودن ، موضوعی است که در طول زندگی بسیار مورد نیاز ماست . خدا کند همه ما بدانیم که پروردگارمان از ما چه خواسته است و در مسیر رضای او بکوشیم که بهترین تکیه گاه و زیباترین محبوب ، هم اوست .

برچسب‌ها: ذ
[ جمعه سی ام آبان 1393 ] [ 11:27 ] [ اکبرسلمان پناه ]
  متن سوال:
خداوند در قرآن كريم در باره والدين چه توصيه هايي نموده است؟
  متن جواب:

 

توجه به پدر و مادر و چگونگی رفتار با آنها یکی از مسائلی است که در نزد خداوند بسیار اهمیت دارد و به همین علت ، آیات مختلفی از قرآن کریم به این موضوع اختصاص یافته  و در این زمینه روایات متعددی نیز از اهل بیت ( علیهم السلام ) به ما رسیده است که جوانب متفاتی از آنرا برای ما مشخص می کند . حتی گاهی اوقات به هنگام بررسی آیات قرآن کریم و یا روایات ائمه طاهرین ( علیهم السلام ) با تعابیر شگفت انگیزی مواجه می شویم که شاید کمتر بتوانیم نظیر آنها را در موضوعات دیگر بیابیم .

بحث چگونگی رفتار با والدین ، همانگونه که ذکر شد ، جوانب مختلفی دارد و جنبه حقوقی و اقتصادی ، چگونگی برخورد عمومی با پدر و مادر ، میزان تبعیت لازم از آنها و . . . همه بخشی از ابعاد مختلف آن بشمار می آیند . حتی جالب است بدانی که دین ما نه تنها رفتار ما در سنین جوانی و میانسالی و پیری در قبال پدر و مادر را تبیین می کند ، بلکه  برایمان مشخص می نماید که حتی پس از آنکه آنان از دنیا رفتند ، ما باید در مورد آنان چگونه باشیم .

 

سفارشی اقتصادی :

قرآن کریم هنگامی که درزمینه مسائل مالی سخن به میان می آورد ، جایگاه بخصوصی برای پدر و مادر قائل است . جدای از حقوق واجبی که در این خصوص والدین دارند ، خداوند ما را متوجه می سازد تا هنگامی که می خواهیم عمل صالحی را انجام دهیم ، پدر و مادر شایسته ترین افرادی هستند که باید آنها را مورد توجه خویش قرار دهیم . به عنوان نمونه ، خداوند متعال در آیه 215 سوره بقره که صحبت از انفاق است ، پیش از اینکه از هر گروه و دسته دیگری نام ببرد ، پدر و مادر را پیش می اندازد و ما را متوجه آنان می کند . (1)

 

عبادت خدا ، نیکی به پدر و مادر :

اما مسائل اقتصادی و مالی در عین اهمیت بسیار زیاد و دقت و توجه قرآن کریم به آنها ، تازه در جایگاه دوم قرار دارد . آیات شریفه قرآن  پیش از آن ، اهمیت فوق العاده نیکی به پدر و مادر در همه زمینه ها را به ما می آموزند . با توجه به اهمیت و نقشی که رفتار نیک با پدر و مادر در سرنوشت ما دارد ، در 3 جای قرآن ، پروردگار ما ، ما را سفارش می کند که با پدر و مادر خویش به نیکوئی رفتار کنیم .(2) اما مهمتر از آن ، خداوند متعال در 3 آیه دیگر از قرآن کریم (3) ، بلافاصله پس از اینکه ما را از شرک نهی می کند و فرمان می دهد که تنها او را بپرستیم ، به ما امر می نماید که به پدر و مادر خویش نیکی کنیم و حتی این مطلب را نیز به همراه تأکید ذکر می کند .

 

دعوت پیامبران و سفارش به والدین :

نیکی به پدر و مادر از مهمترین آموزه های اسلامی است که جایگاه ویژه ای نیز در دعوت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) دارد . بر اساس آیه 151 سوره انعام ، هنگامی که رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) به فرمان الهی مردم را فرا می خواند تا محرمات خداوند را برای آنان برشمرد ، آنان را ابتدا از شرک به خداوند نهی می کند وپیش از آنکه سایر محرمات را ذکر کند ،  ما را فرمان می دهد تا به پدر و مادر خویش نیکی کنیم. (4) از همین جا مشخص می شود که پس شرک به خدا که بزرگترین گناه است ، رنجاندن پدر و مادر در شمار عظیم ترین گناهان محسوب می شود .

 اما نیکی به پدر و مادر ، تنها موضوعی مخصوص دین اسلام نیست ، بلکه از مواردی کلی به شمار می آید که تمامی انبیاء الهی مأمور بوده اند تا آنرا به مردم ابلاغ کنند و در همه شرایع ، از اصول مهم بشمار می آمده است . به عنوان نمونه ، هنگامی که در آیه 83 سوره مبارکه بقره ، سخن از عهد و پیمانی به میان می آید که بنی اسرائیل با پروردگارخود بستند ، مشاهده می کنیم دقیقا به همان ترتیبی که پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) دعوت خویش را ابلاغ نمود ، سخن به میان می آید .  آنان نیز پس از پیمان بستن بر اینکه غیر خدا را عبادت نکنند ، عهد بستند که با پدر و مادر خویش به نیکوئی رفتار نمایند . (5)

 

اطاعت پدر و مادر تا چه حد ؟

دین ما به ما می آموزد هرگز نباید به گونه ای رفتار کنیم که سبب آزردگی خاطر پدر و مادرمان شویم . لذا هنگامی که آنان ما را از روی خیر خواهی و شفقت نسبت به انجام عملی فرمان می دهند و می دانیم که عدم انجام آن کار سبب رنجش و آزردگی خاطر آنان می شود ، باید حتما از پدر و مادر خویش اطاعت کنیم . این فرمان برداری و اطاعتی که پروردگارمان ، ما را نسبت به آن موظف می داند ، تنها و تنها یک قید دارد ؛ فقط در صورتی که اطاعت پدر و مادر سبب نافرمانی و معصیت خداوند گردد ، ما نباید به سخن آنها گوش دهیم .

اما جالب است حتی در این هنگام نیز که آنان به ما می گویند گناهی را انجام دهیم و یا آنکه از انجام واجبی چشم پوشی کنیم ، قرآن کریم به ما می آموزد تا در عین آنکه به سخن آنها عمل نمی کنیم ، ولی در این زندگی گذرای دنیا ، با آنان به نیکوئی رفتار نمائیم و در دنیا، هم نشین خوبی برایشان باشیم . (6)

 

مادر ، رنجی بی پایان ، مهری بی کران :

از سوی دیگر ، در فرازی از آیات قرآن کریم پروردگارمان ، ما را به یاد گوشه ای از رنجهای مادر می اندازد . قرآن به یادمان می آورد مادر هموست که به زحمت و سختی ما را در درون رحم خویش حمل نمود ، با رنج و زحمت ما را به دنیا آورد و 2 سال تمام ، ما را در دامن مهر خود پرورید و با شیره جان خویش ما را تغذیه کرد . لذا بدین ترتیب ، او 30 ماه درد و رنج را به خویش هموار نمود .(7)  بعضی وقتها که انسان با خویش فکر می کند و آن همه محبتهای مادر و زحمات پدرش را به یاد می آورد و یا با این آیات الهی برخورد می کند ، چه بسا یادآوری اینها ، جاری کننده قطره اشکی باشد که بر روی گونه اش می غلطد .

 در همین جا است که خداوند متعال همانگونه که ما را نسبت به شکر گزاری به آستان خویش فرامی خواند ، به ما می آموزد که از پدر و مادرمان نیز سپاسگزار باشیم .(8) در حقیقت از این آیه به خوبی روشن می گردد که سپاسگزاری از پدر و مادر از آنجائی که خداوند خود ما را نسبت به آن فرمان داده است ، سپاسگزاری از خود اوست .

 

کمترین رنجش ، هرگز! :

در بسیاری از موارد سرانجام گرد پیری بر چهره پدر و مادرمان می نشیند . طبیعی است که با گذر سن ، انسان ممکن است طاقتی کمتر داشته باشد ، کم حوصله شود و بسیار زودتر برنجد . حتی چه بسا ممکن است در این دوران و یا حتی پیش از آن ، پدر و مادرمان در برابر ما اشتباه  بکنند و ما را به ناحق مورد سرزنش و توبیخ خویش قرار دهند . اما جالب است در کنار همه این مسائل ، پروردگارمان به ما می گوید که در تمامی طول عمر پدر و مادرمان و بخصوص در دوران پیری که بیشتر به کمک ما احتیاج دارند ، هرگز آنان را از خویش نرنجانیم . حتی به عنوان نمونه ای کوچک ، در هنگام سخن گفتن ،  اگر از آنان رنجیده خاطر نیز بودیم ، به پدر و مادر خویش " اف " نیز نگوئیم .(9)

" اف " ، کمترین و خفیف ترین کلمه ایست که به هنگام ناراحتی درونی بر زبان انسان جاری می شود . اما خداوند ما را از گفتن همین میزان نیز بازداشته است . هنگامی که امام صادق (علیه السلام ) این آیه الهی را برایمان تفسیر می کنند ، می فرمایند که اگر کلمه ای پست تر و کمتر از این کلمه  وجود داشت ، به جای این کلمه ، خداوند ما را از به زبان راندن آن در برابر پدر و مادر نهی می نمود .(10)

 

پس چگونه باشیم ؟

اما شاید این سؤال به ذهنمان برسد پس در برابر پدر و مادرمان باید چگونه باشیم ؟ قرآن کریم به همین مقدار بسنده نمی کند و بسیار زیبا تر مسأله را برایمان روشن می نماید . شاید تاکنون پرندگان تیز پروازی را دیده باشی که با تمام چالاکی خویش دیگر قصد گریز ندارند . لذا در برابر فرد مقابل خویش دو بال خود را می گسترند و بر زمین می کشند تا بدین طریق تسلیم بودن خویش را به او نشان دهند . خداوند متعال در آیه 24 سوره مبارکه اسراء دقیقا همین را به ما می آموزد که بال و پر خویش را خاضعانه در برابر پدر و مادر خود بگشائیم و در مقابل آنان مهربانانه تواضع کنیم . (11) لذا واقعا باید سعی کنیم تا مهر و محبت خویش را به آنان ابراز نمائیم و به این وسیله هر آنچه می توانیم در محافظت و حمایت از آنان و ابراز مهر و عاطفه در مقابلشان بکوشیم .

 

یاد پدر و مادر در ناب ترین لحظات :

 در کنار تمامی این سفارشات و فرامینی که قرآن کریم برای ما بر می شمرد ، این کتاب آسمانی در ناب ترین لحظات زندگی که لحظه پیوند با محبوب و دعا نمودن به درگاه اوست و در اوج خلوت آدمی که هنگامه مناجات و راز و نیاز اوست ، ما را یادآوری می کند تا پدر ومادرمان را فراموش ننمائیم و در حق آنان دعا کنیم و بگوئیم که : پروردگارا ، همانگونه که آنان مرا در حالی که کودکی ناتوان بودم ، پروراندند ، تو نیز آنها را مشمول رحمت خویش قرار بده . (12)

واقعا چگونه در کنار پدر و مادر بودن ، موضوعی است که در طول زندگی بسیار مورد نیاز ماست . خدا کند همه ما بدانیم که پروردگارمان از ما چه خواسته است و در مسیر رضای او بکوشیم که بهترین تکیه گاه و زیباترین محبوب ، هم اوست .

برچسب‌ها: ذ
[ جمعه سی ام آبان 1393 ] [ 11:27 ] [ اکبرسلمان پناه ]

با والدین بد چطور رفتار کنیم

 

 

 

والدین بد انواع و اقسام مختلف دارند،اگر شما هم والدینی دارید که شما را مورد آزار احساسی قرار می دهند، نکات زیر می تواند کمکتان کند.

 

▪ مراحل

۱) هراز گاهی با دوستان یا اعضای خانواده که قابل اعتماد هستند دردودل کنید. این امکان وجود دارد که آنها هم متوجه رفتارهای والدینتان شده باشند.

 

۲) به حرف زدن ادامه دهید. اگر یک فرد خاص حرفهایتان را باور نکرد یا یکی به شما گفت مشکلتان آنقدرها هم بد نیست، دلسرد نشوید. گاهی اوقات بچه هایی که به دیگران درمورد والدین بد خود می گویند جدی گرفته نمی شوند چون از نظر جسمی آسیب ندیده اند، اگر این اتفاق برای شما هم افتاد، به آن فرد بگویید که آزار احساسی زخم هایی به جا می گذارد که برطرف شدن آن مدت بیشتری می برد.

 

۳) اگر همه چیز خیلی غیرقابل کنترل شد به پلیس یا هر کس دیگری که فکر می کنید مراجعه کنید. تازمانیکه به حرفهایتان گوش نداده اند دست از کار نکشید.

 

۴) دوستی های عمیق ایجاد کنید و در فعالیت های زیادی شرکت کنید. اینکار به شما کمک می کند بتوانید مشکل با والدینتان را از ذهنتان بیرون کنید و بهتر با آنها کنار بیایید.

 

۵) سعی کنید با والدینتان حرف بزنید. امیدهای واهی نداشته باشید-نمی خواهید که دلسردتان کنند.

 

۶) راهی برای دور شدن از والدینتان پیدا کنید. سعی کنید از یکی از اقوام که درکتان می کند بخواهید و پیش او بروید یا دانشگاهتان را شهرستان انتخاب کنید که از آنها دور شوید.

 

▪ نکات

ریلکس باشید، زمانی را به تنهایی بگذرانید، احساساتتان را یادداشت کنید، چند نفس عمیق بکشید و وقتی که آرام شدید با آرامش و مهربانی با والدینتان حرف بزنید. مثلاً، "مادر معذرت می خواهم. وقتی به من توجه نمی کنی و به حرفهایم گوش نمی دهی عصبانی می شوم. اینطوری فکر می کنم هیچ ارزش و اهمیتی برایت ندارم. فکر می کنم اگر صادق باشیم و آرامشمان را حفظ بکنیم بتوانیم مشکلمان را حل کنیم." از کلمات غیرمحترمانه استفاده نکنید و حتی اگر تقصیری به گردنتان نباشد عذرخواهی کنید. سعی کنید باگذشت باشید.

 

دلسرد و ناامید نشوید.

 

به خودتان آسیب نرسانید.

 

افکار خودکشی نداشته باشید.

 

کمی پول پس انداز کنید. مطمئناً به آن نیاز پیدا می کنید.

 

نادیده شان بگیرید.

 

بخاطر حرفهای بدی که والدینتان به شما می گویند خودتان را مقصر ندانید.

 

درصورت امکان از روبه رو شدن با آنها خودداری کنید. سعی کنید وقتتان را در اتاقی جدا یا خانه دوستانتان سپری کنید.

 

به دنبال راه حل های طولانی مدت برای به دست گرفتن کنترل امور باشید، مثل نقل مکان از آن خانه یا رفتن به دانشگاه شهرستان یا مدارس شبانه روزی.

 

از داد زدن سر والدینتان و بدوبیراه گفتن به آنها خودداری کنید. اینکار همه چیز را بدتر می کند.

 

▪ هشدارها

 

هیچوقت هیچ نوع بی احترامی نشان ندهید.

 

اگر نادیده شان می گیرید، نگذارید خیلی به چشم بیاید چون اینکار عصبانیشان می کند.

 

 


منبع:پورتال مردمان

[ جمعه سی ام آبان 1393 ] [ 11:26 ] [ اکبرسلمان پناه ]

با والدین بد چطور رفتار کنیم

 

 

 

والدین بد انواع و اقسام مختلف دارند،اگر شما هم والدینی دارید که شما را مورد آزار احساسی قرار می دهند، نکات زیر می تواند کمکتان کند.

 

▪ مراحل

۱) هراز گاهی با دوستان یا اعضای خانواده که قابل اعتماد هستند دردودل کنید. این امکان وجود دارد که آنها هم متوجه رفتارهای والدینتان شده باشند.

 

۲) به حرف زدن ادامه دهید. اگر یک فرد خاص حرفهایتان را باور نکرد یا یکی به شما گفت مشکلتان آنقدرها هم بد نیست، دلسرد نشوید. گاهی اوقات بچه هایی که به دیگران درمورد والدین بد خود می گویند جدی گرفته نمی شوند چون از نظر جسمی آسیب ندیده اند، اگر این اتفاق برای شما هم افتاد، به آن فرد بگویید که آزار احساسی زخم هایی به جا می گذارد که برطرف شدن آن مدت بیشتری می برد.

 

۳) اگر همه چیز خیلی غیرقابل کنترل شد به پلیس یا هر کس دیگری که فکر می کنید مراجعه کنید. تازمانیکه به حرفهایتان گوش نداده اند دست از کار نکشید.

 

۴) دوستی های عمیق ایجاد کنید و در فعالیت های زیادی شرکت کنید. اینکار به شما کمک می کند بتوانید مشکل با والدینتان را از ذهنتان بیرون کنید و بهتر با آنها کنار بیایید.

 

۵) سعی کنید با والدینتان حرف بزنید. امیدهای واهی نداشته باشید-نمی خواهید که دلسردتان کنند.

 

۶) راهی برای دور شدن از والدینتان پیدا کنید. سعی کنید از یکی از اقوام که درکتان می کند بخواهید و پیش او بروید یا دانشگاهتان را شهرستان انتخاب کنید که از آنها دور شوید.

 

▪ نکات

ریلکس باشید، زمانی را به تنهایی بگذرانید، احساساتتان را یادداشت کنید، چند نفس عمیق بکشید و وقتی که آرام شدید با آرامش و مهربانی با والدینتان حرف بزنید. مثلاً، "مادر معذرت می خواهم. وقتی به من توجه نمی کنی و به حرفهایم گوش نمی دهی عصبانی می شوم. اینطوری فکر می کنم هیچ ارزش و اهمیتی برایت ندارم. فکر می کنم اگر صادق باشیم و آرامشمان را حفظ بکنیم بتوانیم مشکلمان را حل کنیم." از کلمات غیرمحترمانه استفاده نکنید و حتی اگر تقصیری به گردنتان نباشد عذرخواهی کنید. سعی کنید باگذشت باشید.

 

دلسرد و ناامید نشوید.

 

به خودتان آسیب نرسانید.

 

افکار خودکشی نداشته باشید.

 

کمی پول پس انداز کنید. مطمئناً به آن نیاز پیدا می کنید.

 

نادیده شان بگیرید.

 

بخاطر حرفهای بدی که والدینتان به شما می گویند خودتان را مقصر ندانید.

 

درصورت امکان از روبه رو شدن با آنها خودداری کنید. سعی کنید وقتتان را در اتاقی جدا یا خانه دوستانتان سپری کنید.

 

به دنبال راه حل های طولانی مدت برای به دست گرفتن کنترل امور باشید، مثل نقل مکان از آن خانه یا رفتن به دانشگاه شهرستان یا مدارس شبانه روزی.

 

از داد زدن سر والدینتان و بدوبیراه گفتن به آنها خودداری کنید. اینکار همه چیز را بدتر می کند.

 

▪ هشدارها

 

هیچوقت هیچ نوع بی احترامی نشان ندهید.

 

اگر نادیده شان می گیرید، نگذارید خیلی به چشم بیاید چون اینکار عصبانیشان می کند.

 

 


منبع:پورتال مردمان

[ جمعه سی ام آبان 1393 ] [ 11:24 ] [ اکبرسلمان پناه ]

سلام

جهت تهیه لباس ورزشی چهارشنبه    93/72 ساعت 4 بعد  از ظهر روز چهارشنبه به مدرسه مراجعه فرمایید

[ سه شنبه یکم مهر 1393 ] [ 11:13 ] [ اکبرسلمان پناه ]

مهر 93 مبارک

[ سه شنبه یکم مهر 1393 ] [ 11:2 ] [ اکبرسلمان پناه ]
آفتاب: استاد شهید آیت‌الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می‌گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می‌پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می‌ورزد. 

در سال 1316 علی‌رغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می‌شود. در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه: الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می‌گیرد. 

در سال 1331 در حالی که از مدرسین معروف و از امیدهای آینده حوزه به شمار می‌رود به تهران مهاجرت می‌کند. در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می‌پردازد. در سال 1334 اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می‌گردد. 

در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می‌کند به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می‌شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می‌گردد. 

پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می‌شود. در سال 1348 به خاطر صدور اعلامیه‌ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به‌سر برد. 

از سال 1349 تا 1351 برنامه‌های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می‌کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. 

اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است. این امر خصوصاً در سالهای 1351 تا 1357 به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدید آمدن گروههای مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود می‌رسد. 

در سال 1355 به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می‌شود. همچنین در این سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان می‌گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند. 

گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال 1355 موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه‌های علمیه با ایشان مشورت نماید. 

پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می‌گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می‌نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می‌کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می‌نماید.
 
هنگام بازگشت امام خمینی(ره) به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می‌گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود، تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال 1358 در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می‌رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می‌روند. 

اندیشه‌های متفکر شهید استاد مرتضی مطهری همواره به عنوان اسلام‌شناسی آگاه، عالمی زمان شناس، دانشمندی دردآشنا و فیلسوفی توانا مورد علاقه فرهیختگان و جوانان فکور بوده و می‌باشد. 

استاد شخصیتی بود که پاسخ‌گویی به شبهات زمانه و مقابله با انحرافات فکری و عقیدتی را وجهة همّت خویش ساخت تا بدانجا که در قبال این مجاهدت عظیم علمی جان خویش را فدای آرمان خود ساخت. 
[ دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393 ] [ 11:0 ] [ اکبرسلمان پناه ]

[ دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393 ] [ 10:59 ] [ اکبرسلمان پناه ]

دانلود تقویم ۹۳ – تقویم سال ۹۳ شمسی با مناسبتها PDF

 

 دانلود تقویم ۹۳

تقویم سال ۹۳ با مناسبتها و تعطیلات رسمی PDF Calendar 93

 تقویم موسسه ژئوفیزیک تهران + لحظه تحویل سال ۱۳۹۳ + حیوان سال ۹۳

 

تقویم ۹۳ امروز برای شما کاربران عزیز تقویم سال ۹۳ شمسی (هجری شمسی، هجری قمری و میلادی) رو به همراه مناسبتها و تعطیلات رسمی تقویم ۹۳ به صورت پی دی اف PDF 93 1393 برای دانلود آماده کردیم.

این تقویم قابل استفاده در کامپیوتر، لپ تاپ و بعضی از گوشی های موبایل می باشد. شما هم اکنون می توانید تقویم ۹۳ - تقویم سال ۹۳ را به صورت رایگان از سایت یاس دانلود دریافت نمایید.

 

 

 

سال ۱۳۹۳ سال اسب

لحظه تحویل سال: ساعت ۲۰ و ۲۷ دقیقه و ۷ ثانیه روز پنج شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۲ هجری شمسی

مطابق ۱۸ جمادی الاولی ۱۴۳۵ هجری قمری و ۲۰ مارس ۲۰۱۴ میلادی

 

 

دانلود تقویم 93   تقویم سال 93 شمسی با مناسبتها PDF فرمت : PDF

دانلود تقویم 93   تقویم سال 93 شمسی با مناسبتها PDF حجم : ۱ مگا بایت

دانلود تقویم 93   تقویم سال 93 شمسی با مناسبتها PDF دانلود : دانلود تقویم ۹۳ PDF | لینک کمکی

دانلود تقویم 93   تقویم سال 93 شمسی با مناسبتها PDF رمز : www.yasdl.com

دانلود تقویم 93   تقویم سال 93 شمسی با مناسبتها PDF منبع : یاس دانلود

[ شنبه دهم اسفند 1392 ] [ 10:6 ] [ اکبرسلمان پناه ]

 

«ویژه نامه دهه فجر و انقلاب اسلامی»

 
 

  انقلاب اسلامی:روزشمار،مقالات،آسیب ها،روزنامه

  

بخش صوتی تصویری:سرود،کلیپ و مستند

 
 

  بخش ویژه حضرت امام خمینی(ره)

  

بخش امام خامنه ای مدظله العالی

 

 

 

  انقلاب اسلامی:روزشمار،مقالات،آسیب ها،روزنامه

 
روزشمار وقایع انقلاب اسلامی در یک نگاه

1 بهمن 1343 (پنج شنبه):  اعلام انقلابی حسنعلی منصور 
21 فروردین 1344 (شنبه): حمله به محمدرضا پهلوی در كاخ مرمر توسط سرباز شهید رضا شمس‌آبادی 
26 خرداد 1344 (چهارشنبه):چهارتن از جانبازان مؤتلفه اسلامی به دست رژیم پهلوی به شهادت رسیدند.
13 مهر 1344 (سه شنبه):  تغییر محل تبعید امام خمینی به نجف اشرف...

اس ام اس های دهه فجر و جملاتی زیبا در مورد انقلاب

- جمهوری ما نشانگر اسلام است                  افکار پلید فتنه ‏جویان خام است
  جمهوری اسلامی ما جاوید است                 دشمن زحیات خویشتن نومید است
- ۲۲ بهمن بهمن در طول زندگی و برای نسلهای آینده باید سرمشق همه قرارگیرد . امام خمینی(ره) 
- دهه فجر عیدی است که یک تاریخ سر تا پا ظلم و طغیان را قطع کرد . مقام معظم رهبری...

- اشعار به مناسبت دهه ی با شکوه فجر

 روزنامه های روزهای خاطره انگیز انقلاب اسلامی

پرسش و پاسخ هایی پیرامون انقلاب اسلامی

آيا روشنفكران در شروع انقلاب اسلامي و بعد از آن نقش داشته‌اند؟ نقش مثبت يا منفي آنان چيست؟ 
در ابتدا لازم است كه روشنفكري را تعريف نموده سپس ضمن تقسيم روشنفكران به نقش آنان بپردازيم...

ویژگیهای خاص انقلاب اسلامى
 
 - نهضت امام خمينى زمينه ‏ساز ظهور دولت‏ حضرت مهدى (عج)
 - ماهيت انقلاب - انقلاب اسلامى و هنر - رابطه انقلاب ما با نهضت امام حسين (ع)
 - ويژگيهاى انقلاب - جنبش بيدارى اسلامى - انقلاب اسلامى در ميان انقلابهاى بزرگ جهان
 - اسلاميت انقلاب - انقلاب اسلامى و آزادى - اوج جنبشهاي اسلامي در نهضت امام خميني
 - صدور انقلاب - ضرورت شناخت انقلاب - امام(ره)و انقلاب اسلامى در ذهن و زبان جهان معاصر
آثار و نتايج انقلاب اسلامى ايران

انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سياسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسيار بلندى براى مردم و دولت ترسيم نموده است.اين اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمينى (ره) و شعارهاى مردم متجلى شده‏اند.اين اهداف يكى از بهترين ملاك‏ها براى سنجش وضعيت كنونى نظام و ارزيابى آثار و نتايج انقلاب اسلامى هستند و هر كس مى‏تواند بپرسد:بعد از دو دهه...

آسيب شناسى و چالشهاى انقلاب اسلامى
 
 - چهارمين موج براندازي - انقلاب اسلامى و گسستهاى اجتماعى
 - آسيب شناسى تربيت دينى جوانان - انقلاب اسلامي و بحران هاي اجتماعي(1)
 - انقلاب اسلامى و فتنه هاى فرهنگى - انقلاب اسلامي و بحران هاي اجتماعي(2)
 - بنيادگرايي اسلامي و اسلام سياسي - انقلاب اسلامي و بحران هاي اجتماعي(3)
 - انقلاب‌ اسلامي‌ و گسستهاي‌ اجتماعي‌ - اگر تاريخ تكرار شود و ايران برود، جهان اسلام رفته است‏
 - هدف اساسي آمريكا در ايران چيست؟ - تعيين نسبت شرع و مصلحت ...
مقالاتی پیرامون انقلاب اسلامى
 
 - انقلاب و ضد انقلاب - ضرورت شناخت انقلاب اسلامى
 - زنان و انقلاب اسلامی - هزاردستان فكر و كميته هوشياري
 - انقلاب اسلامى و جوانان - انقلاب اسلامى و فتنه هاى فرهنگى
 - کتابشناسی انقلاب اسلامی - انقلاب در شبه پيرامون: نمونه ايران
 - گفتگو با پروفسور حامد الگار - انقلاب اسلامي و اوتوپياي غرب زدگان
 - آن تفكر انقلابي بايد زنده شود - امام خميني (ره) و معجزه انقلاب اسلامي
 - علل و عوامل انقلاب اسلامی - ناتواني تحليل‌گران از درك انقلاب اسلامي‌و امام(ره)
جمهوری اسلامی از استقرار تا تثبیت

 

 

بخش صوتی تصویری:سرود،کلیپ و مستند

 

«مجموعه کاملی از سرودهای دهه اول انقلاب»

«مجموعه کلیپ ها و نماهنگ های امام و رهبری»

زندگی نامه امام خمینی (ره)سیره عملی امام روح اللهابعاد شخصیتی امام خمینی

«مجموعه کلیپ ها و نماهنگ های انقلاب اسلامی»

مستند ریزش ها و رویش هامستند همت ماندگارمستند زندگی و سیره عملی
شهید سید اسد الله لاجوردی
مستند وابسته
مستند " از نیمه خرداد "مستند شاخصقرائت وصیت نامه امام توسط
آیت الله العظمی خامنه ای
مستند صراط

تصاویری از امام و رهبری(سایت های دیگرwallpaper)

 

یادگاری ها(کاغذ دیواری:wallpaper)

 

 

 

بخش ویژه حضرت امام خمینی(ره)

 

 

 

بخش امام خامنه ای مدظله العالی

 

  زندگینامه:از دوران کودکی تا اجتهاد و مرجعیت  رهبری در آیینه تصاویر
  استفتائات رهبری  تفاوت فتاوا
  خاطراتی به نقل از ایشان  خاطراتی از معظّم له به نقل از دیگران
  جملات قصار  بيانات معظم له از سال 1379 تا 1389 هـ.ش
شمیم یار در  تلفن همراه
                            (نرم افزار و تم موبایل)
 

نرم افزارهای مقام معظم رهبری
            
   (ساقی مهر-مجموعه تصاویر-سایه حقیقت عظمی)

مجموعه کلیپ ها و نماهنگ های امام خامنه ای  


پوستر های جدید از رهبر معظم انقلاب،امام خامنه ای(مدظله)


آثار و کتب منتشر شده از ایشان
 
ارتباط رهبرى و انقلاب اسلامى 
 
 - رهبرى انقلاب اسلامى - خاطرات مقام معظم رهبرى از امام خمينى(ره)
 - زندگى نامه رهبر معظم انقلاب - بيوگرافى و انديشه امام خمينى- قدس سره
 - رهبرى در نظام اسلامى - امام خمينى و مقابله باترفندهاى رژيم ستمشاهى
 - ضرورت تشكيل حكومت اسلامى و... - بررسى وظايف و اختيارات رهبر و رييس جمهور ايران
دهه ی فجر از نگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی)خاطره رهبر معظم انقلاب از روز بازگشت امام خمینی(ره) به ایران
[ چهارشنبه دوم بهمن 1392 ] [ 9:52 ] [ اکبرسلمان پناه ]

 

«ویژه نامه دهه فجر و انقلاب اسلامی»

 
 

  انقلاب اسلامی:روزشمار،مقالات،آسیب ها،روزنامه

  

بخش صوتی تصویری:سرود،کلیپ و مستند

 
 

  بخش ویژه حضرت امام خمینی(ره)

  

بخش امام خامنه ای مدظله العالی

 

 

 

  انقلاب اسلامی:روزشمار،مقالات،آسیب ها،روزنامه

 
روزشمار وقایع انقلاب اسلامی در یک نگاه

1 بهمن 1343 (پنج شنبه):  اعلام انقلابی حسنعلی منصور 
21 فروردین 1344 (شنبه): حمله به محمدرضا پهلوی در كاخ مرمر توسط سرباز شهید رضا شمس‌آبادی 
26 خرداد 1344 (چهارشنبه):چهارتن از جانبازان مؤتلفه اسلامی به دست رژیم پهلوی به شهادت رسیدند.
13 مهر 1344 (سه شنبه):  تغییر محل تبعید امام خمینی به نجف اشرف...

اس ام اس های دهه فجر و جملاتی زیبا در مورد انقلاب

- جمهوری ما نشانگر اسلام است                  افکار پلید فتنه ‏جویان خام است
  جمهوری اسلامی ما جاوید است                 دشمن زحیات خویشتن نومید است
- ۲۲ بهمن بهمن در طول زندگی و برای نسلهای آینده باید سرمشق همه قرارگیرد . امام خمینی(ره) 
- دهه فجر عیدی است که یک تاریخ سر تا پا ظلم و طغیان را قطع کرد . مقام معظم رهبری...

- اشعار به مناسبت دهه ی با شکوه فجر

 روزنامه های روزهای خاطره انگیز انقلاب اسلامی

پرسش و پاسخ هایی پیرامون انقلاب اسلامی

آيا روشنفكران در شروع انقلاب اسلامي و بعد از آن نقش داشته‌اند؟ نقش مثبت يا منفي آنان چيست؟ 
در ابتدا لازم است كه روشنفكري را تعريف نموده سپس ضمن تقسيم روشنفكران به نقش آنان بپردازيم...

ویژگیهای خاص انقلاب اسلامى
 
 - نهضت امام خمينى زمينه ‏ساز ظهور دولت‏ حضرت مهدى (عج)
 - ماهيت انقلاب - انقلاب اسلامى و هنر - رابطه انقلاب ما با نهضت امام حسين (ع)
 - ويژگيهاى انقلاب - جنبش بيدارى اسلامى - انقلاب اسلامى در ميان انقلابهاى بزرگ جهان
 - اسلاميت انقلاب - انقلاب اسلامى و آزادى - اوج جنبشهاي اسلامي در نهضت امام خميني
 - صدور انقلاب - ضرورت شناخت انقلاب - امام(ره)و انقلاب اسلامى در ذهن و زبان جهان معاصر
آثار و نتايج انقلاب اسلامى ايران

انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سياسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسيار بلندى براى مردم و دولت ترسيم نموده است.اين اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمينى (ره) و شعارهاى مردم متجلى شده‏اند.اين اهداف يكى از بهترين ملاك‏ها براى سنجش وضعيت كنونى نظام و ارزيابى آثار و نتايج انقلاب اسلامى هستند و هر كس مى‏تواند بپرسد:بعد از دو دهه...

آسيب شناسى و چالشهاى انقلاب اسلامى
 
 - چهارمين موج براندازي - انقلاب اسلامى و گسستهاى اجتماعى
 - آسيب شناسى تربيت دينى جوانان - انقلاب اسلامي و بحران هاي اجتماعي(1)
 - انقلاب اسلامى و فتنه هاى فرهنگى - انقلاب اسلامي و بحران هاي اجتماعي(2)
 - بنيادگرايي اسلامي و اسلام سياسي - انقلاب اسلامي و بحران هاي اجتماعي(3)
 - انقلاب‌ اسلامي‌ و گسستهاي‌ اجتماعي‌ - اگر تاريخ تكرار شود و ايران برود، جهان اسلام رفته است‏
 - هدف اساسي آمريكا در ايران چيست؟ - تعيين نسبت شرع و مصلحت ...
مقالاتی پیرامون انقلاب اسلامى
 
 - انقلاب و ضد انقلاب - ضرورت شناخت انقلاب اسلامى
 - زنان و انقلاب اسلامی - هزاردستان فكر و كميته هوشياري
 - انقلاب اسلامى و جوانان - انقلاب اسلامى و فتنه هاى فرهنگى
 - کتابشناسی انقلاب اسلامی - انقلاب در شبه پيرامون: نمونه ايران
 - گفتگو با پروفسور حامد الگار - انقلاب اسلامي و اوتوپياي غرب زدگان
 - آن تفكر انقلابي بايد زنده شود - امام خميني (ره) و معجزه انقلاب اسلامي
 - علل و عوامل انقلاب اسلامی - ناتواني تحليل‌گران از درك انقلاب اسلامي‌و امام(ره)
جمهوری اسلامی از استقرار تا تثبیت

 

 

بخش صوتی تصویری:سرود،کلیپ و مستند

 

«مجموعه کاملی از سرودهای دهه اول انقلاب»

«مجموعه کلیپ ها و نماهنگ های امام و رهبری»

زندگی نامه امام خمینی (ره)سیره عملی امام روح اللهابعاد شخصیتی امام خمینی

«مجموعه کلیپ ها و نماهنگ های انقلاب اسلامی»

مستند ریزش ها و رویش هامستند همت ماندگارمستند زندگی و سیره عملی
شهید سید اسد الله لاجوردی
مستند وابسته
مستند " از نیمه خرداد "مستند شاخصقرائت وصیت نامه امام توسط
آیت الله العظمی خامنه ای
مستند صراط

تصاویری از امام و رهبری(سایت های دیگرwallpaper)

 

یادگاری ها(کاغذ دیواری:wallpaper)

 

 

 

بخش ویژه حضرت امام خمینی(ره)

 

 

 

بخش امام خامنه ای مدظله العالی

 

  زندگینامه:از دوران کودکی تا اجتهاد و مرجعیت  رهبری در آیینه تصاویر
  استفتائات رهبری  تفاوت فتاوا
  خاطراتی به نقل از ایشان  خاطراتی از معظّم له به نقل از دیگران
  جملات قصار  بيانات معظم له از سال 1379 تا 1389 هـ.ش
شمیم یار در  تلفن همراه
                            (نرم افزار و تم موبایل)
 

نرم افزارهای مقام معظم رهبری
            
   (ساقی مهر-مجموعه تصاویر-سایه حقیقت عظمی)

مجموعه کلیپ ها و نماهنگ های امام خامنه ای  


پوستر های جدید از رهبر معظم انقلاب،امام خامنه ای(مدظله)


آثار و کتب منتشر شده از ایشان
 
ارتباط رهبرى و انقلاب اسلامى 
 
 - رهبرى انقلاب اسلامى - خاطرات مقام معظم رهبرى از امام خمينى(ره)
 - زندگى نامه رهبر معظم انقلاب - بيوگرافى و انديشه امام خمينى- قدس سره
 - رهبرى در نظام اسلامى - امام خمينى و مقابله باترفندهاى رژيم ستمشاهى
 - ضرورت تشكيل حكومت اسلامى و... - بررسى وظايف و اختيارات رهبر و رييس جمهور ايران
دهه ی فجر از نگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی)خاطره رهبر معظم انقلاب از روز بازگشت امام خمینی(ره) به ایران
[ چهارشنبه دوم بهمن 1392 ] [ 9:52 ] [ اکبرسلمان پناه ]

 

«ویژه نامه دهه فجر و انقلاب اسلامی»

 
 

  انقلاب اسلامی:روزشمار،مقالات،آسیب ها،روزنامه

  

بخش صوتی تصویری:سرود،کلیپ و مستند

 
 

  بخش ویژه حضرت امام خمینی(ره)

  

بخش امام خامنه ای مدظله العالی

 

 

 

  انقلاب اسلامی:روزشمار،مقالات،آسیب ها،روزنامه

 
روزشمار وقایع انقلاب اسلامی در یک نگاه

1 بهمن 1343 (پنج شنبه):  اعلام انقلابی حسنعلی منصور 
21 فروردین 1344 (شنبه): حمله به محمدرضا پهلوی در كاخ مرمر توسط سرباز شهید رضا شمس‌آبادی 
26 خرداد 1344 (چهارشنبه):چهارتن از جانبازان مؤتلفه اسلامی به دست رژیم پهلوی به شهادت رسیدند.
13 مهر 1344 (سه شنبه):  تغییر محل تبعید امام خمینی به نجف اشرف...

اس ام اس های دهه فجر و جملاتی زیبا در مورد انقلاب

- جمهوری ما نشانگر اسلام است                  افکار پلید فتنه ‏جویان خام است
  جمهوری اسلامی ما جاوید است                 دشمن زحیات خویشتن نومید است
- ۲۲ بهمن بهمن در طول زندگی و برای نسلهای آینده باید سرمشق همه قرارگیرد . امام خمینی(ره) 
- دهه فجر عیدی است که یک تاریخ سر تا پا ظلم و طغیان را قطع کرد . مقام معظم رهبری...

- اشعار به مناسبت دهه ی با شکوه فجر

 روزنامه های روزهای خاطره انگیز انقلاب اسلامی

پرسش و پاسخ هایی پیرامون انقلاب اسلامی

آيا روشنفكران در شروع انقلاب اسلامي و بعد از آن نقش داشته‌اند؟ نقش مثبت يا منفي آنان چيست؟ 
در ابتدا لازم است كه روشنفكري را تعريف نموده سپس ضمن تقسيم روشنفكران به نقش آنان بپردازيم...

ویژگیهای خاص انقلاب اسلامى
 
 - نهضت امام خمينى زمينه ‏ساز ظهور دولت‏ حضرت مهدى (عج)
 - ماهيت انقلاب - انقلاب اسلامى و هنر - رابطه انقلاب ما با نهضت امام حسين (ع)
 - ويژگيهاى انقلاب - جنبش بيدارى اسلامى - انقلاب اسلامى در ميان انقلابهاى بزرگ جهان
 - اسلاميت انقلاب - انقلاب اسلامى و آزادى - اوج جنبشهاي اسلامي در نهضت امام خميني
 - صدور انقلاب - ضرورت شناخت انقلاب - امام(ره)و انقلاب اسلامى در ذهن و زبان جهان معاصر
آثار و نتايج انقلاب اسلامى ايران

انقلاب اسلامى در همه‏ ى ابعاد فردى و اجتماعى، داخلى و خارجى، سياسى و اقتصادى و فرهنگى، اهداف بسيار بلندى براى مردم و دولت ترسيم نموده است.اين اهداف عمدتاً مأخوذ از قرآن و سنت بوده كه عمدتاً در كلام امام خمينى (ره) و شعارهاى مردم متجلى شده‏اند.اين اهداف يكى از بهترين ملاك‏ها براى سنجش وضعيت كنونى نظام و ارزيابى آثار و نتايج انقلاب اسلامى هستند و هر كس مى‏تواند بپرسد:بعد از دو دهه...

آسيب شناسى و چالشهاى انقلاب اسلامى
 
 - چهارمين موج براندازي - انقلاب اسلامى و گسستهاى اجتماعى
 - آسيب شناسى تربيت دينى جوانان - انقلاب اسلامي و بحران هاي اجتماعي(1)
 - انقلاب اسلامى و فتنه هاى فرهنگى - انقلاب اسلامي و بحران هاي اجتماعي(2)
 - بنيادگرايي اسلامي و اسلام سياسي - انقلاب اسلامي و بحران هاي اجتماعي(3)
 - انقلاب‌ اسلامي‌ و گسستهاي‌ اجتماعي‌ - اگر تاريخ تكرار شود و ايران برود، جهان اسلام رفته است‏
 - هدف اساسي آمريكا در ايران چيست؟ - تعيين نسبت شرع و مصلحت ...
مقالاتی پیرامون انقلاب اسلامى
 
 - انقلاب و ضد انقلاب - ضرورت شناخت انقلاب اسلامى
 - زنان و انقلاب اسلامی - هزاردستان فكر و كميته هوشياري
 - انقلاب اسلامى و جوانان - انقلاب اسلامى و فتنه هاى فرهنگى
 - کتابشناسی انقلاب اسلامی - انقلاب در شبه پيرامون: نمونه ايران
 - گفتگو با پروفسور حامد الگار - انقلاب اسلامي و اوتوپياي غرب زدگان
 - آن تفكر انقلابي بايد زنده شود - امام خميني (ره) و معجزه انقلاب اسلامي
 - علل و عوامل انقلاب اسلامی - ناتواني تحليل‌گران از درك انقلاب اسلامي‌و امام(ره)
جمهوری اسلامی از استقرار تا تثبیت

 

 

بخش صوتی تصویری:سرود،کلیپ و مستند

 

«مجموعه کاملی از سرودهای دهه اول انقلاب»

«مجموعه کلیپ ها و نماهنگ های امام و رهبری»

زندگی نامه امام خمینی (ره)سیره عملی امام روح اللهابعاد شخصیتی امام خمینی

«مجموعه کلیپ ها و نماهنگ های انقلاب اسلامی»

مستند ریزش ها و رویش هامستند همت ماندگارمستند زندگی و سیره عملی
شهید سید اسد الله لاجوردی
مستند وابسته
مستند " از نیمه خرداد "مستند شاخصقرائت وصیت نامه امام توسط
آیت الله العظمی خامنه ای
مستند صراط

تصاویری از امام و رهبری(سایت های دیگرwallpaper)

 

یادگاری ها(کاغذ دیواری:wallpaper)

 

 

 

بخش ویژه حضرت امام خمینی(ره)

 

 

 

بخش امام خامنه ای مدظله العالی

 

  زندگینامه:از دوران کودکی تا اجتهاد و مرجعیت  رهبری در آیینه تصاویر
  استفتائات رهبری  تفاوت فتاوا
  خاطراتی به نقل از ایشان  خاطراتی از معظّم له به نقل از دیگران
  جملات قصار  بيانات معظم له از سال 1379 تا 1389 هـ.ش
شمیم یار در  تلفن همراه
                            (نرم افزار و تم موبایل)
 

نرم افزارهای مقام معظم رهبری
            
   (ساقی مهر-مجموعه تصاویر-سایه حقیقت عظمی)

مجموعه کلیپ ها و نماهنگ های امام خامنه ای  


پوستر های جدید از رهبر معظم انقلاب،امام خامنه ای(مدظله)


آثار و کتب منتشر شده از ایشان
 
ارتباط رهبرى و انقلاب اسلامى 
 
 - رهبرى انقلاب اسلامى - خاطرات مقام معظم رهبرى از امام خمينى(ره)
 - زندگى نامه رهبر معظم انقلاب - بيوگرافى و انديشه امام خمينى- قدس سره
 - رهبرى در نظام اسلامى - امام خمينى و مقابله باترفندهاى رژيم ستمشاهى
 - ضرورت تشكيل حكومت اسلامى و... - بررسى وظايف و اختيارات رهبر و رييس جمهور ايران
دهه ی فجر از نگاه مقام معظم رهبری (مدظله العالی)خاطره رهبر معظم انقلاب از روز بازگشت امام خمینی(ره) به ایران
[ چهارشنبه دوم بهمن 1392 ] [ 9:52 ] [ اکبرسلمان پناه ]

[ چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392 ] [ 11:49 ] [ اکبرسلمان پناه ]


 ماه ربيع الاول، سومين ماه تاريخ هجري قمري و از ماه‏هاي معروف و سرنوشت ساز تاريخ اسلام است.
حوادث و رويدادهاي مهمي در اين ماه به وقوع پيوست كه سرنوشت بشريت را دگرگون ساخت، بدين جهت از جايگاه مهم و ويژه‏اي برخوردار است و مسلمانان عالم هميشه آن را با ديدگاه خاصي مي‏نگرند.
گرچه ربيع الاول بسان ساير ماه‏هاي سال توأم با حوادث تلخ و شيرين و رويدادهاي تأسف بار و سرورآفرين است، وليكن با وجود چند رويداد حزن‏انگيز، در نزد شيعيان، اما به خاطر وقايع شادي آفرين از ايام مسرت بخش و دلنواز محسوب مي‏گردد.
بدين منظور در اين مقال تنها به چند رويداد خاطره‏انگيز و شادي آفرين در صدر اسلام و تاريخ پرافتخار تشيّع اشاره مي‏كنيم و آن‏ها عبارت اند از :
1 ـ ميلاد فرخنده پيامبر اسلام(ص)؛
2ـ ازدواج حضرت محمد(ص) با حضرت خديجه(س)؛
3ـ هجرت سرنوشت ساز رسول خدا(ص)؛
4ـ نزول آيه جان نثاري در شأن امام علي(ع)؛
5ـ ميلاد مسعود امام جعفر صادق(ع).
ميلاد فرخنده پيامبر اسلام، حضرت محمد(ص)
(17 ربيع الاول نخستين سال عام الفيل ـ 53 سال پيش از هجرت ـ)
حضرت محمد(ص)، آخرين پيامبر الهي در 17 ربيع الاول از پدري به نام عبدالله بن عبدالمطلب و مادري به نام آمنه بنت وهب ديده به جهان گشود و با انوار رخسار و جمال منوّرش، جهان تيره و تاريك؛ به ويژه عربستان را روشن گردانيد.
پدرش عبدالله پيش از تولدش به همراه ساير بازرگانان قريش، جهت سفري تجاري عازم شام گرديد و در بازگشت از شام، در يثرب (مدينه منوّره) بيمار شد و در همان جا درگذشت و به ديدار نوزاد خويش توفيقي نيافت.
وفات عبدالله، دو ماه و به روايتي هفت ماه پيش از تولد فرزندش حضرت محمد(ص) بود.
آمنه كه به تقوا، عفت و پاكيزگي در ميان بانوان قريش معروف بود، پس از تولد نور ديده‏اش چندان در اين دنياي فاني زندگي نكرد. وي دو سال و چهار ماه و به روايتي شش سال پس از ميلاد رسول خدا(ص)، در بازگشت از يثرب، در مكاني به نام «ابوا» بدرود حيات گفت و در همان مكان مدفون شد.
رسول خدا(ص) پس از تولد، در كفالت جدش عبدالمطلب ـ بزرگ و سيد قريش مكه ـ قرار گرفت. عبدالمطلب ابتدا جهت شير دادن آن حضرت را به «ثويبه» (آزاد شده ابولهب) سپرد، ولي پس از مدتي وي را به «حليمه دختر عبدالله بن حارث سعديه» واگذار كرد.
حليمه، در ظاهر اگرچه دايه وي بود، ولي در حقيقت به مدت پنج سال از او مراقبت و در حقّش مادري كرد.
پيامبر اسلام(ص) از دوران كودكي داراي دو نام بود: يكي «محمد» (كه جد بزرگوارش براي وي برگزيد) و ديگري «احمد» (كه مادر ارجمندش آن را انتخاب كرده بود).
از امام صادق(ع) روايت شد كه ابليس، پس از رانده شدن از رحمت الهي، مي‏توانست به هفت آسمان رفت و آمد كند و خبرهاي آسماني را گوش دهد، تا اين كه حضرت عيسي(ع) ديده به جهان گشود، از آن پس، ابليس از سه آسمان فوقاني ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پايين‏تر، رفت و آمد مي‏كرد. ولي چون حضرت محمد(ص) به دنيا آمد، ابليس از تمام آسمان‏ها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گرديد و غير از او، تمامي شياطين نيز با تيرهاي شهاب از آسمان رانده شدند.
هم چنين روايت شده است كه هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد(ص) چند مسئله اتفاق افتاد: ايوان كسرا شكاف برداشت و چند كنگره آن فرو ريخت، آتش آتشكده بزرگ فارس خاموش شد، درياچه ساوه خشك گرديد، بت‏هاي مكه سرنگون شدند، نوري از وجود آن حضرت به سوي آسمان بلند شد كه شعاع آن فرسنگ‏ها را روشن كرد، انوشيروان (پادشاه ساساني ايران) و مؤبدان بزرگ دربار وي، خواب‏هاي وحشتناكي ديدند آن حضرت ختنه شده و ناف بريده به دنيا آمد و پس از استقرار در زمين گفت: «الله اكبر و الحمد لله كثيرا، سبحان الله بكرةً و اصيلاً»
گفتني است كه تاريخ نگاران و سيره‏نويسان شيعه و اهل سنت، با اين كه در سال و ماه تولد آن حضرت، اتفاق نظر داشته و مي‏گويند كه آن حضرت در اول عام‏الفيل، برابر با سال 570 ميلادي و در ماه ربيع الاول ديده به جهان گشود، ولي درباره روز تولد اختلاف نظر دارند. شيعيان، معتقدند كه رسول خدا(ص) در روز جمعه، مصادف با 17 ربيع الاول به دنيا آمد و اهل سنت مي‏گويند كه تولد وي روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول بوده است.1
در نظام جمهوري اسلامي ايران، به خاطر احترام به ديدگاه علماي شيعه و اهل سنت و جهت ايجاد وحدت و هم دلي ميان تمام مسلمانان جهان، از 12 تا 17 ربيع الاول، هفته وحدت اعلام گرديده و مسلمانان عالم اين هفته را گرامي مي‏دارند.
اما اين كه سال تولد پيامبر(ص) را عام‏الفيل مي‏نامند، بدين جهت است كه دو ماه و هفده روز پيش از تولد پيامبر(ص)، يعني در نخستين روز محرم سال 570 ميلادي، فيل سواران «ابرهه» به مكه هجوم آورده و قصد نابودي كعبه و مسجدالحرام را نمودند، ولي با معجزه شگفت الهي سركوب شدند.
ماجراي اين واقعه عظيم از اين قرار بود كه ابرهة بن صباح يكي از جنگ جويان حبشي كه با پشتيباني‏هاي بي‏دريغ نجاشي حبشه و قيصر روم بر يمن استيلا يافته و درصدد ترويج و تبليغ مسيحيت در يمن و تمامي شبه جزيره عربستان برآمده بود، كعبه را مانع هدف‏هاي خويش مي‏ديد. بدين جهت، براي تخريب آن و وادار كردن عرب‏هاي حجاز به مسيحيت، به مكه هجوم آورد و سپاهيان بي‏نزاكت وي در حالي كه سوار بر فيل بودند، به سوي خانه خدا كعبه يورش بردند، ولي هنوز پاي آنان به مسجدالحرام نرسيده بود كه فوجي از پرندگان، از سمت دريا پديدار شده و آنان را از آسمان سنگ باران كردند. در اندك مدتي تمامي سپاهيان وي به وضع فجيعي كشته شدند و تنها تعداد اندكي از آنان با زخم‏هاي جانكاه، عقب نشيني كرده و به سوي يمن فرار نمودند.2
قرآن كريم به داستان ابرهه و فيل سواران حبشي اشاره كرد و سوره ويژه‏اي را به نام الفيل نازل فرمود.
ماجراي اصحاب فيل، يكي از بزرگ‏ترين رويدادهاي عصر جاهليت در عربستان بود، بدين لحاظ مبدأ تاريخ عرب‏ها قرار گرفت و تا پيش از تعيين تاريخ هجري قمري، از اين تاريخ استفاده مي‏نمودند.
ازدواج حضرت محمد(ص) با حضرت خديجه(س)
(10 ربيع الاول سال 25 عام الفيل ـ 28 سال پيش از هجرت ـ)
حضرت خديجه، دختر خويلد بن اسد، پيش از ازدواج با رسول خدا(ص) در آغاز با عتيق بن عائذ ازدواج كرد و از او داراي فرزندي به نام جاريه شد. پس از مرگ عتيق، با ابوهالة بن منذر اسدي ازدواج نمود و از او نيز داراي فرزندي به نام هند بن ابي هاله شد. پس از مرگ ابوهاله، خديجه بنت خويلد از دارايي‏هاي خويش و دارايي‏هاي شوهران گذشته‏اش، اقدام به سرمايه گذاري تجاري و اقتصادي كرد. لذا دارايي‏هاي خود را به مضاربه داد و ثروت زيادي به دست آورد و از توانگران و ثروتمندان معروف عرب شد. آن چنان كه نقل شد، تعداد هشتاد هزار شتر، كالاهاي بازرگاني كاروان‏هاي او را جا به جا مي‏كردند.
بزرگان قريش و ثروتمندان عرب، تمايل زيادي به ازدواج با وي نمودند. از جمله عقبة بن ابي معيط، ابوجهل، و ابوسفيان از وي خواستگاري نمودند، ولي همه آنان را رد كرد و دست رد به سينه شان زد و هيچ تمايلي به ازدواج ديگر از خود نشان نداد. اما از روزي كه حضرت محمد(ص) با پيشنهاد عمويش حضرت ابوطالب (ع) حاضر شد كه با خديجه بنت خويلد پيماني بسته و از مقداري از دارايي‏هاي وي به شرط مضاربه تجارت كند، قضايا دگرگون شد و خديجه براي ادامه زندگي خويش، راه ديگري برگزيد. حضرت محمد(ص) با دارايي خديجه و به همراه دو تن از غلامان وي، اقدام به سفر بازرگاني به سرزمين شام نمود و در اين سفر، خريدو فروش خوبي به عمل آورد و سود فراواني به دست آورد و همه آن‏ها را پس از بازگشت به مكه، تحويل خديجه نمود و تنها به سهم خويش قناعت كرد.
خديجه، كه از امانت داري امين قريش و صفا و صميميت وي به وجد آمده و خوش‏رفتاري و خوش اخلاقي وي را از دو غلام خويش شنيده بود، مبهوت رفتار و كردار حضرت محمد(ص) گرديد و عشق وي را در قلب خويش زنده كرد. از آن سو، حضرت محمد(ص) به سنيني رسيده بود كه مي‏بايست ازدواج مي‏كرد. عمويش «حضرت ابوطالب(ع)» و همسر عمويش حضرت فاطمه بنت اسد(س) در پي يافتن همسري شايسته براي او بودند.
خديجه (س) كه از تصميم آنها باخبر شده بود نفيسه دختر عليه را به نزد پيامبر(ص) فرستاد و عشق و علاقه خويش نسبت به آن حضرت و آمادگي ازدواج با وي را ابراز نمود. پيامبر اكرم(ص) با عمويش ابوطالب(ع) در اين باره مشورت كرد و همگي از آن استقبال كردند.
بدين منظور، ابوطالب(ع) به همراه تعدادي از بزرگان بني‏هاشم به نزد خويلد بن اسد و به روايتي نزد ورقة بن نوفل عموي خديجه رفت و خديجه را براي حضرت محمد(ص) خواستگاري كردند.
درخواست آنان از سوي خديجه و عمويش پذيرفته شد وعقد نكاح آن دو جاري شد و مهريه خديجه، چهارصد دينار تعيين گرديد كه خود وي، آن را ضامن شد. بدين ترتيب در دهم ربيع الاول سال 25 عام الفيل (28 سال پيش از هجرت) ازدواج آن دو بزرگوار برگزار شد.
خديجه به هنگام ازدواج با رسول خدا(ص)، چهل ساله بود و پيامبر(ص)، بيست وپنج ساله.
خديجه كبرا در خانه پيامبر(ص) داراي شش فرزند شد كه عبارتند از: قاسم، عبدالله، رقيه، زينب، ام كلثوم و فاطمه زهرا (سلام الله عليهم اجمعين) كه تمام آنها، جز فاطمه زهرا (س) پيش ازبعثت پيامبر(ص) به دنيا آمده بودند و تنها فاطمه(س) پس از بعثت به دنيا آمد و خير كثيري براي عالميان شد.3
هجرت سرنوشت ساز رسول خدا(ص) از مكه به مدينه منوّره
(اوّل ربيع الاوّل نخستين سال هجري قمري)
پيامبر اكرم(ص)، سيزده سال در مكه معظمه، مردم را به يكتا پرستي و دين مبين اسلام دعوت كرد و در اين راه، سختي‏هاي فراواني متحمل گرديد و اهالي مكه، به ويژه قريش، (كه طائفه بزرگ و سرآمد طايفه‏هاي ديگر بود و خود پيامبر(ص) نيز به همين طايفه نسبت داشت) با آن حضرت و يارانش به مخالفت و دشمني پرداخته و با شديدترين وجه ممكن، آنان را آزار و شكنجه دادند. پي آمد چنين سخت‏گيري هايي، سه سال محاصره پيامبر(ص) و آل‏عبدالمطلب در شعب ابي طالب، دوبار مهاجرت مسلمانان به حبشه و كشته شدن چندين تن از ياران پيامبر(ص) و شكنجه توان فرساي گروهي از آنان به دست قريشيان مشرك بود.
اهالي مكه پس از درگذشت حضرت خديجه(س) و حضرت ابوطالب(ع)، بر دشمني خويش افزودند و حتي قصد جان پيامبر(ص) را نمودند. از سوي ديگر تعدادي از اهالي يثرب در همان سال‏هاي غربت و تنهايي پيامبر(ص) در ايام حج با وي و اهداف بلند دينش آشنا شده و پس از بازگشت به يثرب، به تبليغ آن پرداختند. مردم يثرب، رفته رفته به اسلام علاقه نشان داده و در مراسم سال بعد، تعداد زيادي به نزد رسول خدا(ص) رسيدند و به دست مبارك وي، مسلمان شده و با آن حضرت پيمان بستند. امّا در مراسم حجّ سال سيزدهم بعثت، گروهي از حاجيان يثربي كه تعدادشان هفتاد و سه مرد و زن بود، در اواسط ايام تشريق و در محل عقبه در سرزمين مني، ايمان آورده، و با آن حضرت پيمان بستند، تا از وي و يارانش همانند خانواده و طايفه خويش پشتيباني كنند.4
پس از گذشت ايام حج و بازگشت اهالي يثرب به سرزمين خويش، مهاجرت مسلمانان مكه به سوي يثرب آغاز گرديد. آنان به دستور پيامبر(ص) به دور از چشم مشركان قريش به صورت فردي و گروهي عازم يثرب شدند. به طوري كه در مكه معظمه، جز پيامبر(ص) و تعدادي اندك از
يارانش و گروهي از زنان و مردان كهن سال و از كار افتاده، كسي باقي نماند. پيامبر(ص) بيش از هر زمان ديگر، در يكي دو ماه آخر اقامتش در مكه، احساس تنهايي و خطر مي‏كرد. سرانجام سران قريش در واپسين روزهاي ماه صفر، تصميم به كشتن پيامبر(ص) گرفتند.
آنان در «دارالنّدوة» كه مجلس شوراي اعيان و اشراف آنان بود، جلسه‏اي برگزار كرده و پس از تبادل نظر و گفت‏وگوهاي زياد، به كشتن پيامبر(ص) از سوي نمايندگان تمام طوايف قريش رأي دادند و شب اوّل ربيع الاوّل را براي اين كار برگزيدند.
شب موعود فرا رسيد، پيامبر(ص) براي فريب مشركان، حضرت علي(ع) را به جاي خويش در بسترش خوابانيد و خود، از خانه خارج و با ابوبكر از مكه گريخت و در غار «ثور» كه در جنوب مكه و در نقطه مقابل مدينه قرار داشت، پناه گرفت.
مشركان، پس از هجوم به خانه پيامبر(ص) و مشاهده علي بن ابي طالب(ع) در رختخواب آن حضرت، خشمناك‏تر شده و به تعقيب آن حضرت پرداختند و براي پيدا كردن وي، صد شتر جايزه تعيين نمودند، ولي هرچه تلاش كردند، به وي دست نيافتند.
آن حضرت پس از سه شب پنهان ماندن در غار ثور، در شب چهارم ربيع الاول به سوي مدينه هجرت كرد و در دوازدهم همين ماه وارد مدينه شد و مورد استقبال باشكوه اهالي مدينه قرار گرفت.5
درباره تاريخ هجرت پيامبر(ص)، حديثي از ذريّه پاكش حضرت امام علي بن الحسين(ع) نقل مي‏كنيم:
مرحوم كليني(ره) در كتاب شريف «الكافي» از ابن محبوب، از هشام بن سالم، از ابي حمزه، و او از سعد بن مسيّب روايت كرد: از امام علي بن الحسين(ع) پرسيدم: روزي كه علي بن ابي طالب(ع) مسلمان شد، چند ساله بود؟
آيا وي هيچ گاه مبتلا به كفر و شرك شده بود؟ امام فرمود: هنگامي كه خداوند سبحان، پيامبر اكرم(ص) را به نبوت برانگيخت، علي(ع) ده ساله بود و در آن زمان، كفر و شركي نداشت و در لحظه نخست، به خدا و پيامبرش ايمان آورد و بر تمامي مردم در ايمان به خداو رسولش و نماز خواندن با پيامبر(ص) به مدت سه سال پيشي گرفت. وي نخستين كسي بود كه با پيامبر(ص) نماز مي‏خواند و نماز مسلمانان در آن زمان در هر وقت، دو ركعت بود.
البته اين نماز تا آخرين روزهاي حضور پيامبر(ص) در مكه معظمه به همين مقدار بود و پيامبر(ص)، علي(ع) را جانشين خويش در اموري كه از عهده ديگران بيرون بود، قرار مي‏داد و بيرون رفتن پيامبر(ص) و تمامي كساني كه با وي بودند، از نخستين روز ربيع الاول سال سيزدهم بعثت كه مصادف با روز پنج شنبه بود، آغاز گرديد و دوازدهم ربيع الاول به هنگام ظهر وارد سرزمين مدينه شدند. آن حضرت، در آغاز در روستاي «قبا» فرود آمد و دو ركعت نماز ظهر و دو ركعت نماز عصر به جا آورد. پيامبر(ص) هم چنان نماز پنجگانه خويش را دو ركعت، دو ركعت مي‏خواند و در خانه عمرو بن عوف به مدت ده روز اقامت گزيد و منتظر رسيدن علي(ع) و ساير مهاجران مكه ماند.
علي عليه السلام پس از چندي از مكه به قبا رسيد و در خانه عمرو بن عوف به پيامبر(ص) پيوست. از آن پس، پيامبر(ص) تصميم گرفت به سوي يثرب حركت كند. روز جمعه هنگام طلوع خورشيد، در محله بني سالم بن عوف فرود آمد و براي آنان نقشه مسجدي را پي‏ريزي كرد و قبله آن را تعيين نمود و دو ركعت نماز جمعه به جاي آورد و براي نمازگزاران، دو خطبه خواند. سپس همان روز به سوي يثرب روان شد و در اين هنگام، علي(ع) همراه وي بود. آن حضرت سوار بر شتر بود و به هر قبيله‏اي از اهالي يثرب كه مي‏رسيد، آنان تقاضا مي‏كردند كه آن حضرت در محله آنان فرود آيد. استقبال شاياني از آن حضرت به عمل آوردند و آن حضرت به آنان فرمود: مهار شتر را رها كنيد و او مأمور است.
شتر، هم چنان به پيش مي‏رفت تا به مكاني رسيد كه هم اكنون مسجدالنبي (ص) در آن است. در آن جا شتر زانو زد و پيامبر(ص)پياده شد. ابوايّوب انصاري كه در آن نزديكي خانه داشت، اسباب و اثاث آن حضرت را به خانه خود برد و پيامبر(ص) همراه با حضرت علي(ع) وارد خانه وي شدند، تا اين كه مسجدالرسول(ص) ساخته شد و پيامبر(ص) براي خويش و علي خانه‏اي ساخت و از آن پس به خانه‏هاي خود رفتند.
سعيد بن مسيّب، به امام زين العابدين(ع) عرض كرد: فدايت گردم هنگامي كه پيامبر(ص) به سوي مدينه مي‏آمد، ابوبكر همراه وي بود، از كجا از وي جدا شد؟ امام فرمود: هنگامي كه پيامبر(ص) از مكه به قبا آمد، ابوبكر همراه وي بود. پيامبر(ص) در قبا به انتظار علي(ع) نشست. ابوبكر به پيامبر(ص) گفت: برخيز با هم به مدينه برويم، زيرا اهالي آن از ديدن تو خوشحال مي‏شوند. آنان منتظر ورود تو به اين شهرند. پس به سوي آنان رويم و در اين جا به انتظار علي(ع) توقف مكن، زيرا گمان نمي‏كنم كه علي(ع) تا يك ماه ديگر به تو رسد. پيامبر(ص) در پاسخش فرمود: هرگز از جايم حركت نمي‏كنم تا پسر عمو و برادرم در نزد پروردگار متعال و دوستداشتني‏ترين فرد خاندانم، همان كسي كه با در خطر گذاشتن جانش مرا از دست مشركان رهايي داد، به من بپيوندد.
امام زين العابدين(ع) فرمود: در اين هنگام، ابوبكر به خشم آمد و ناراحت گرديد
و حسادت علي(ع) بر وي عارض گرديد و اين نخستين دشمني وي نسبت به رسول خدا(ص) درباره علي(ع) بود و نخستين سرپيچي وي از فرمان رسول خدا(ص).
ابوبكر هنگامي كه اصرار پيامبر(ص) در باقي ماندن در محله قبا تا رسيدن حضرت علي(ع) را مشاهده كرد، از پيامبر(ص) جدا گرديد و خود به سوي مدينه رفت. پيامبر(ص) نيز در آن جا توقف كرد تا حضرت علي(ع) به همراه ساير خاندان نبوي، از جمله حضرت فاطمه زهرا(س) به او پيوستند و به اتفاق هم به سوي مدينه حركت نمودند.6
از اين حديث شريف و احاديث ديگر به دست مي‏آيد كه هجرت پيامبر(ص) از مكه معظمه، از شب پنج شنبه، نخستين شب ربيع الاول آغاز گرديد و پس از سه شب پنهان ماندن در غار ثور، در شب چهارم ربيع‏الاول به سوي يثرب حركت كردند و در روز دوشنبه، دوازدهم همين ماه به روستاي قبا (كه در دو فرسنگي يثرب قرار داشت) وارد شدند و پس از چند روز توقف در اين محل (و به روايت امام زين العابدين(ع) به مدت ده روز توقف در قبا) و با رسيدن حضرت علي(ع) در روز جمعه 23 ربيع الاول وارد شهر يثرب گرديد و اين شهر از آن پس، به مدينة‏الرسول(ص) شهرت يافت.
ولي برخي از مورّخان اهل سنّت، ورود حضرت علي(ع) را پانزدهم ربيع الاوّل ذكر كرده‏اند.
نزول آيه «جان نثاري» در شأن امام علي بن ابي طالب(ع)
(اول ربيع الاول نخستين سال هجري قمري)
نخستين شب ربيع الاول، مصادف با شب پنج شنبه، رويداد عظيمي در جهان بشريت، به ويژه در عالم اسلام به جود آمد و به «ليلة المبيت» معروف گرديد.
ماجراي تاريخي آن را در صفحات پيش بيان كرديم و در اين جا تنها به بحث قرآني آن مي‏پردازيم:
خداوند متعال براي تحسين و تقدير از كاركرد اميرمؤمنان، علي بن ابي طالب(ع) كه در شب هجرت پيامبر اكرم(ص) خطر را به جان خويش خريد و براي فريب مشركان قريش در بستر پيامبر(ص) آرميد، تا آن حضرت به راحتي از خانه خود و از شهر مكه بگريزد، آيه‏اي بر پيامبرش نازل كرد و جان‏نثاري، فداكاري، تعهد و ايمان حضرت علي(ع) را ستود:
«وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَوءُوفٌ بِالْعِبَادِ»7؛ برخي از مردم (با ايمان و فداكار هم چون علي(ع) در ليلة المبيت، به هنگام خفتن در جايگاه پيامبر«ص») جان خود را در برابر خشنودي خدا مي‏فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.
تمامي مفسّران شيعه و اكثر مفسران اهل سنت، معتقدند كه شأن نزول اين آيه، فداكاري حضرت علي(ع) در ليلة المبيت و در بيان فضيلت و مقام آن حضرت است.
صاحب تفسير شريف «مجمع البيان» مي‏گويد: اين آيه در ميان راه مكه و مدينه، به هنگام هجرت پيامبر(ص) بر آن حضرت نازل گرديد.8
هم چنين اين مفسّر گرانقدر روايت مي‏كند: هنگامي كه حضرت علي(ع) در بستر پيامبر(ص) خوابيد تا پيامبر(ص) از دسيسه مشركان بگريزد، جبرئيل در بالاي سر حضرت علي(ع) و ميكائيل در پايين پاهايش قرار گرفته (و او را محافظت مي‏نمودند) و جبرئيل به آن حضرت، مي‏گفت: آفرين و خوشا به افرادي مانند تو، اي پسر ابي‏طالب! كه خداوند متعال در ميان فرشتگانش به تو مباهات مي‏كند و به تو مي‏نازد.9
اين آيه، همان طوري كه مؤمنان و خداجويان عالم را خشنود و به رسيدن مقام رضايتمندي پروردگارشان از آنان، اميدوار و دل‏گرم مي‏گرداند، به همان سان، منافقان و دشمنان اهل بيت(ع) را ناراحت و نااميد مي‏كند.
به عنوان نمونه، روايت شده كه معاوية بن ابي سفيان، دشمن سرسخت خاندان پيامبر(ص)، چنان از اين فضيلت ناراحت بود كه «سمرة بن جندب» را با چهار صد هزار درهم تطميع كرد كه آن را با جعل يك حديث دروغين، درباره «عبدالرحمن بن ملجم مرادي» (قاتل امام علي«ع») تفسير كند و آن منافق نيز همين كار را انجام داد، ولي همان طوري كه انتظار مي‏رفت، حتي يك نفر، حديث وي را نپذيرفته و بهايي براي حديث جعلي وي قائل نشدند.10
آري، فداكاري حضرت علي(ع) در آن شب بزرگ، موجب رهايي وجود شريف رسول خدا(ص) از كيد و كين مشركان و هجرت سرنوشت ساز آن حضرت از مكه به مدينه و حيات مجدّد دين مبين اسلام شد و اين فضيلتي است كه پس از پيامبر(ص)، تنها شايسته وجود نازنين اميرمؤمنان مي‏باشد. ما نيز با جبرئيل امين هم نوا شده و به آن حضرت عرض مي‏كنيم: بَخٍّ بَخٍّ مِنْ مثلك يابن ابي طالب، يُباهي الله بك الملائكة.
ميلاد مسعود امام جعفر صادق(ع)
(17 ربيع الاول سال 83 هجري قمري)
روز جمعه، هنگام طلوع فجر (به روايتي در روز دوشنبه) هفدهم ربيع الاول سال 83 قمري از امام محمد باقر(ع) فرزندي ديده به جهان گشود و عالم انساني را با انوار طيّبه خويش تابناك نمود. او را به نام عموي نياكانش جعفر طيّار(ع)، «جعفر» نام نهادند. حضرت جعفر بن محمد(ع) داراي يك كنيه معروف به نام «ابوعبدالله» و دو كنيه غير معروف به نام‏هاي ابو اسماعيل و ابوموسي بود. هم چنان، آن حضرت داراي القابي چند بود كه معروف‏ترين آن‏ها عبارت است از: صادق، صابر، طاهر و فاضل.11
شيعيان و محبّان اهل بيت(ع) وي را به صادق آل محمد(ص) مي‏شناسند، زيرا آن حضرت، هرگز سخني جز راست و درست، چيزي نفرمود.
بنا به روايتي، پيامبر اكرم(ص) در حيات خويش، تولد امام جعفر صادق(ع) را پيش بيني و پيش گويي و لقب «صادق» را براي وي برگزيد. امام زين العابدين(ع)، جد بزرگوار امام جعفر صادق(ع) فرمود: پدرم از پدرش و او از رسول خدا(ص) روايت كرد كه آن حضرت فرمود: هنگامي كه فرزندم جعفر بن محمد بن علي بن حسين(ع)به دنيا آمد، وي را «صادق» بناميد، زيرا فرزندي از نسل پنجم او، نيز نامش جعفر است و به دروغ ادعاي امامت و پيشوايي مي‏نمايد و در نزد خداي سبحان به «جعفر كذّاب» و افتراكننده به خدا، معروف شده است.
آن گاه امام زين العابدين (ع) گريست و فرمود: گويا، جعفر كذّاب را مي‏بينم كه خليفه غاصب و ستم گر عصر خويش را برمي‏انگيزاند تا از امام غايب (حضرت مهدي«ع») تفحّص كرده و از وي جست‏وجو به عمل آورد.12
مادر گرامي امام جعفر صادق(ع)، فاطمه، معروف به «اُمّ فروه» از زنان نيكوسرشت، نيكوكار و نيكورفتار عصر خويش بود. اين بانوي باتقوا و متديّن، از جهت فضيلت و منقبت، سرآمد زنان روزگار خود به شمار مي‏آمد وامام صادق(ع) در شأن و مقام وي فرمود: مادرم از زناني بود كه ايمان داشت، تقوا پيشه كرده و نيكوكاري مي‏نمود و خدا، نيكوكاران را دوست دارد.13
اُمّ فروه، دختر «قاسم بن محمد بن ابي بكر» و از خاندان معروف صدر اسلام است. پدرش قاسم بن محمد، از فقهاي هفت گانه معروف مدينه و از معتمدان و دوستان امام زين العابدين (ع) بود و پدر بزرگش «محمد بن ابي بكر» از ياران فداكار امام علي بن ابي طالب(ع) و از مخالفان سرسخت عثمان بن عفان بود و در راه وفاداري به مولا و مرادش حضرت علي(ع) ، در مصر مورد هجوم سپاهيان معاوية بن ابي سفيان قرار گفت و به طرز فجيعي به شهادت رسيد.
بدين گونه امام جعفر صادق(ع) هم از سوي پدر و هم از سوي مادر به شهيدان بزرگ و سرافراز اسلام اتصال پيدا مي‏كند.
امام جعفر صادق(ع) مدت دوازده سال، حيات بابركت جدّ گرامي اش امام زين‏العابدين(ع) را درك كرد و از مكتب تربيتي و علمي وي بهره وافر يافت.
هم چنين، آن حضرت مدت 32 سال از وجود شريف پدرش امام محمد باقر (ع) برخوردار بود و در تمام رويدادهاي مهم در كنار پدر ارجمندش قرار داشت. مدت امامت امام جعفر صادق(ع) 33 سال و ده ماه (از ذي حجه سال114 تا 25 شوال سال 148 قمري) بود و در ايّام زندگي بابركت خويش با خلاف غاصبانه چند تن از خلفاي اموي و دو تن از خلفاي عباسي به شرح ذيل معاصر بود:
1 ـ عبدالملك بن مروان (86 ـ 65 ق)؛
2 ـ وليد بن عبدالملك (99 ـ 86 ق)؛
3 ـ سليمان بن عبدالملك (99 ـ 96ق)؛
4 ـ عمر بن عبدالعزيز (101 ـ 99 ق)؛
5 ـ يزيد بن عبدالملك (105 ـ1ـ1 ق)؛
6 ـ هشام بن عبدالمك (125 ـ 105ق) ؛
7 ـ وليد بن يزيد (126 ـ 125 ق)؛
8 ـ يزيد بن وليد (126 ـ 126 ق)؛
9 ـ مروان بن محمد (132 ـ 126 ق)؛
10 ـ ابوالعباس سفاح (136 ـ 132ق)؛
11 ـ منصور دوانيقي (158 ـ 136 ق).
گفتني است كه نُه نفر اول از طايفه بني اميه و دو نفر آخر از خاندان بني‏عباس بودند و آن حضرت از هر دو طايفه، سختي‏ها و بي‏مهري‏هاي فراواني ديد، اما چون آن امام بزرگوار در انتهاي دوران خلافت ستم كارانه امويان و در آغاز خلافت فريب كارانه عباسيان مي‏زيست، فرصت مناسبي به دست آورد تا در زمان انتقال خلافت از يك طايفه غاصب به طايفه غاصب ديگر و سرگرم شدن آنان به يكديگر، مكتب اهل‏بيت(ع) را به مسلمانان بشناساند و زمينه ترويج و تبليغ اين مكتب را مهيّا سازد و از اين راه، بيشترين بهره را نصيب اسلام و مسلمانان نمايد.
آن حضرت با تشكيل حوزه علميه و تعليم شاگرداني مبرز چون: هشام، زراره و محمد بن مسلم، تحوّل شگرفي در جهان اسلام و مذهب شيعه پديد آورد و جهانيان را با اسلام ناب محمدي(ص) و مكتب حيات بخش اهل بيت(ع) آشنا ساخت. به همين جهت، وي را پايه گذار مذهب «اماميّه» دانسته و شيعيان امامي اثني عشري را شيعه جعفري مي‏گويند. سرانجام اين امام همام، در سن 65 سالگي به وسيله زهري كه منصور دوانيقي، به واسطه عوامل و مزدوران خود در مدينه، به آن حضرت خورانيد، مسموم شد و به خاطر شدت زهر، به شهادت رسيد.
تاريخ شهادت وي، 25 شوال سال 148 قمري مي‏باشد.

پاورقيها:
11ـ تاج المواليد (از مجموعه نفيس)، ص43؛ الارشاد، ص525، و كشف الغمة، ج2، ص369.
13ـ همان.
12ـ منتهي الآمال، ج2، ص121.
10ـ تفسير نمونه، ج2، ص48.
1ـ نك: فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام(ص)، ص57؛ منتهي الآمال، ج1، ص13؛ المبعث والمغازي، ص34؛ الامتاع، ص3؛ تاريخ اليعقوبي، ج2، ص5؛ بحارالانوار، ج15، ص248؛ تاريخ ابن خلدون، ج1، ص383؛ تاريخ دمشق، ج3، ص70، 72و 75.
2ـ نك: تاريخ ابن خلدون، ج1، ص63؛ بحارالانوار، ج65، ص232؛ روز شمار تاريخ اسلام، (ماه محرم)، ص45.
3ـ نك: العامل في التاريخ، ج2، ص39؛ فرازهايي از تاريخ اسلام، ص77؛ منتهي‏الآمال، ج1، ص45.
4ـ تاريخ ابن خلدون، ج1، ص392.
5ـ نك: مسار الشيعه، ص27؛ تاريخ ابن خلدون، ج1، ص396؛ فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام(ص)، ص191؛ زندگاني چهارده معصوم(ع) ترجمه اعلام الوري، ص88؛ الارشاد، ص45؛ تاريخ دمشق، ج1، ص37 و 47؛ تاريخ الطبري، ج2، ص394؛ الكامل في التاريخ، ج2، ص101.
ـ الكافي، ج8، ص338، حديث536.
7ـ سوره بقره، آيه207.
8ـ مجمع البيان في تفسير القرآن، ج2 ـ 1، ص535؛ تفسير نمونه، ج2، ص47.
9ـ مجمع البيان في تفسير القرآن، ج2 ـ 1، ص535؛ تفسير نمونه، ج2، ص46؛ تاريخ اليعقوبي، ج1، ص358.

 

[ چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392 ] [ 11:46 ] [ اکبرسلمان پناه ]

[ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 ] [ 20:53 ] [ اکبرسلمان پناه ]

[ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 ] [ 20:52 ] [ اکبرسلمان پناه ]

- برنامه ریزی به منظور تبیین وضع موجود از طریق تجزیه و تحلیل آماری از وضعیت آموزشی دانش آموزان و آموزشگاه در طول سال تحصیلی

2- از آنجا که نماز مهمترین برنامه تربیتی در مدارس است لذا در برپایی آن اهتمام جدی صورت گرفته که تمامی مسؤلین و دبیران مدارس به اتفاق دانش آموزان در نماز جماعت شرکت می نمایند.

3- اجرای طرح استفاده از دانش آموزانی که از بنیه علمی قوی تری برخوردارند و برنامه ریزی برای آنان جهت کمک به دانش آموزان ضعیف درسی

4- توجه جدی به ارزشیابی مستمر

5- استفاده همکاران و دبیران از روش های فعال تدریس و شیوه های ارزشیابی جدید برای تعمیق یادگیری و مشارکت دانش آموزان فرآیند یاد دهی و یاد گیری

6- برنامه ریزی به منظور استفاده از آزمایشگاه و وسایل کمک آموزشی توسط دبیران

7-بهره گیری از دستاورد های اخلاقی ، علمی و فنی و اتخاذ تدابیر و شیوه های لازم در فراهم آوردن زمینه مناسب برای تجلی بروز استعدادها و تبدیل مدارس به فضایی بالنده و خلاق

8- شناسایی ناهنجاریهای رفتاری دانش آموزان و عوامل محیطی مرتبط و کوشش برای رفع این عوامل و اصلاح رفتار دانش آموزان با همکاری اولیاء و مربیان و مشاورین آموزشگاه ها

9- تلاش در جهت تغییر نگرش و بهبود روحیه کارکنان و معلمان نسبت به مدارس و افزایش مشارکت آنها در جهت ارتقاء کیفیت تحصیلی

10- ایجاد تحول در محیط فیزیکی آموزشگاه ها و وضعیت روانی و عاطفی دانش آموزان با استفاده از شورای دانش آموزی ، معلمان ، انجمن اولیاء و مربیان

11- برنامه ریزی جهت اجرای آزمون های چند مرحله ای و مسابقات علمی ، فرهنگی ، ورزشی ، تربیتی و ... به منظور ایجاد انگیزه در دانش آموزان

12- برنامه ریزی جهت استفاده بهینه از کارگاه های IT توسط دانش آموزان و دبیران

13- برنامه ریزی در جهت بسط و گسترش فرهنگ تحقیق و پژوهش در بین دانش آموزان و تعیین رابط پژوهشی در هر آموزشگاه به منظور ایجاد ارتباط فعال با پژوهشسراهای دانش آموزی

14- آسیب شناسی علل افت تحصیلی در دروس مختلف و اعمال تدابیر لازم و کاربردی جهت رفع مشکلات با همکاری گروه های آموزشی مدارس  

15- شناسایی دانش آموزانی که در پایه سوم راهنمایی با استفاده از تبصره قبول شده اند و اتخاذ تدابیر لازم در جهت تشکیل کلاس های تقویتی و فوق برنامه برای آنان

16- تحلیل کمی و کیفی نتایج امتحانات در نوبت های اول و پایان سال به تفکیک پایه و رشته تحصیلی ، شناسایی آسیب های موجود و ارائه راه کارهای اجرایی

17- برنامه ریزی در جهت تقویت همکاری و مشارکت اولیای دانش آموزان برای کمک به ارتقای کیفیت فعالیت های آموزشی و پرورشی مدارس

18- برنامه ریزی در جهت تشکیل مستمر شورای دبیران به منظور بحث و تبادل نظر و هماهنگی در امور آموزشی ، پرورشی و اداری مدارس و تأمین مشارکت معلمان در حسن جریان آموزشی و پرورشی و اداری مدارس

19- برنامه ریزی در جهت ایجاد ارتباط صحیح و مستقیم دو سویه بین دانش آموزان و اولیای مدارس از طریق تقویت تشکل های دانش آموزی

20- اتخاذ تدابیر لازم جهت بهره گیری مناسب از کتابخانه های مدارس و زمینه سازی توسعه و تجهیز آنها

21- اجرای فعالیت های فوق برنامه طبق دستور العمل های مربوطه و جذب دبیران توانمند ، فعال و علاقه مند

22- برگزاری کلاس های تقویتی جهت بهبود وضع درسی دانش آموزان

23- اعطاء جوایز به نفرات اول تا سوم درسی هر کلاس

24- شرکت دانش آموزان در مسابقه علمی آینده سازان ، المپیاد های علمی ، آزمون های طرح جامع و تشویق دانش آموزان به شرکت در آزمون های قلم چی و غیره

[ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 ] [ 20:39 ] [ اکبرسلمان پناه ]

غربت و مظلومیت، رشته ای است پیوسته، از غدیر تا کربلا و از کربلا تا غیبت. آنها که آرزو داشتند در سال دهم هجری، در سایه سار تک درخت وادی جحفه بودند تا با صاحب غدیر بیعت کنند، امروز باید با حجت معبود، مهدی موعود بیعت کنند و هر چه در توان دارند، از یاری امام زمان خود دریغ ندارند؛ چنان که امام علی علیه السلام می فرماید: «خوشا به حال کسی که زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کند، به دوره او بپیوندد و دوره او را شاهد باشد».

غربت و مظلومیت، رشته ای است پیوسته، از غدیر تا کربلا و از کربلا تا غیبت. آنها که آرزو داشتند در سال دهم هجری، در سایه سار تک درخت وادی جحفه بودند تا با صاحب غدیر بیعت کنند، امروز باید با حجت معبود، مهدی موعود بیعت کنند و هر چه در توان دارند، از یاری امام زمان خود دریغ ندارند؛ چنان که امام علی علیه السلام می فرماید: «خوشا به حال کسی که زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کند، به دوره او بپیوندد و دوره او را شاهد باشد».

حکیمه خاتون علیهاالسلام ، عمه امام حسن عسکری علیه السلام نقل می کند: وقتی هنگام تولد مهدی(عج) رسید، امام زمان(عج) را دیدم رو به قبله به سجده افتاد. سپس دستش را بلند کرد و گفت: «به یکتایی خدا گواهی می دهم و اینکه جدّم، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، و پدرم امیرمؤمنان علیه السلام ، وصی رسول خداست». سپس یک یک امامان را شمرد تا به خود رسید. امام زمان(عج) از هنگام تولد تا زمانی که پدرش به شهادت رسید، مخفی بود و فقط تعداد خاصی از یاران، او را می دیدند و مسائل خود را از ایشان می پرسیدند. حضرت هنگام رحلت پدر، پنج سال داشت. چنان که در روایات آمده، محل زندگی امام زمان(عج) در دوران کودکی همچون محل زندگی حضرت موسی علیه السلام مخفی بود تا از گزند طاغوتیان محفوظ باشد.

احمد بن اسحاق، از بزرگان شیعه و یاران امام یازدهم علیه السلام می گوید: خدمت آن حضرت شرفیاب شدم و می خواستم در مورد امام بعد از او سؤال کنم، ولی پیش از آنکه سخنی بگویم فرمود: «ای احمد! همانا خدای متعالی از آن زمان که آدم علیه السلام را آفرید، زمین را از حجت خود خالی نگذاشته است و تا قیامت نیز چنین نخواهد کرد! به واسطه حجت خدا، بلا از اهل زمین برداشته می شود و به [برکت وجود او] باران باریده و بهره های زمینی بیرون می آید».

احمد بن اسحاق می گوید: روزی نزد حضرت عسکری رفتم و پرسیدم: ای پسر رسول خدا! امام و جانشین پس از شما کیست؟ پس آن حضرت به درون خانه رفت و بازگشت در حالی که پسری سه ساله که صورتش همچون ماه تمام می درخشید بر دوش خویش داشت و فرمود: «ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای متعالی و حجت های او گرامی نبودی، پسرم را به تو نشان نمی دادم. همانا او هم نام و هم کنیه رسول خدا و کسی است که زمین را از عدل و داد پر می کند». گفتم: سرور من! آیا نشانه ای است که قلبم به آن آرام گردد؟ در این هنگام، کودک لب به سخن گشود و به زبان عربی روان گفت: «من بقیة اللّه در زمین هستم که از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت. ای احمد بن اسحاق! پس از اینکه با چشم خود می بینی در پی نشانه مباش».

امام صادق علیه السلام فرمود: «امامان درهای الهی هستند و مردم به وسیله آنان وارد دین می شوند و اگر آنان نباشند دین شناخته نمی شود». پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز می فرماید: «همچنان که اگر ستارگان نباشند، آسمان نابود می شود، اگر اهل بیت من هم روی زمین نباشند، اهل زمین هلاک می گردند».

نبوت و امامت باید در میان انسان ها وجود داشته باشد؛ زیرا انسانی که از جسم و روح تشکیل شده، روح مجردش که همواره در پی حقیقت است، در تشخیص راه دچار مشکل می شود و در این مورد، نیاز به راهنما و امام ضروری است

فشار و شرایط سخت زمان، سبب شد که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سال ۲۶۰ هجری قمری، حضرت مهدی(عج) غایب گردد؛ به طوری که حتی شیعیان خاص نیز جز در موارد نادر از دیدار ایشان محروم گشتند. البته در این زمان نیز رابطه امام و امت به کلی قطع نشد، بلکه مردم به وسیله نایبان خاص ایشان، که همگی از بزرگان شیعه و برگزیدگان امام عصر علیه السلام بودند، با مولای خویش ارتباط داشتند. نتیجه آن شد که در همین دوره، شیعیان به رفت و آمد و ارتباط گسترده تر با عالمان دینی خو گرفتند و دانستند که در شرایط غیبت امام نیز راه شناخت وظایفی دینی به روی آنها بسته نیست.

عثمان بن سعید عمری، محمد بن عثمان عمری، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری، چهار نماینده ای بودند که از سوی امام عسکری علیه السلام و امام مهدی(عج) انتخاب و به مردم معرفی شدند.معتضد عباسی سپاهی را از بغداد به سامرا برای دستگیری حضرت مهدی(عج) فرستاد. یکی از مأموران به نام رشیق می گوید: وقتی سپاه معتضد وارد سامرا شد، به طرف سرداب ـ زیرزمینی که مدتی محل زندگی سه امام بزرگوار بود ـ هجوم آوردند. آنها پشت درِ سرداب، صدای تلاوت قرآن را از حضرت مهدی(عج) شنیدند. لشکر پشت در اجتماع کردند و فرمانده شان پیشاپیش آنها ایستاده بود. ناگاه حضرت مهدی(عج) از راهی که به در سرداب می انجامید آمد و از پیش روی لشکر عبور کرد و از نظرها غایب شد. در این هنگام، فرمانده خطاب به سپاه گفت: وارد سرداب شوید و مهدی را دستگیر کنید! سپاهیان گفتند: مگر ندیدی که او از روبه روی تو عبور کرد. ما گمان کردیم تو او را دیده ای و چون فرمانی ندادی، ما نیز حرکتی از خود نشان ندادیم. بدین ترتیب، امام عصر علیه السلام با قدرت اعجاز از گزند سپاه معتضد نجات یافت و غایب گردید.

امام جواد علیه السلام می فرماید: «حضرت مهدی علیه السلام بعد از اینکه یادش از خاطره ها محو شد و بیشتر معتقدان به امامتش، از اعتقاد خود برگشتند قیام می کند». شیعیان آن حضرت باید در عصر غیبت، اعتقاد به وجود مبارک آن حضرت، تقوا و دین داری را سرلوحه اعمال خود قرار دهند؛ چرا که امام صادق علیه السلام می فرماید: «صاحب الامر غیبتی خواهد داشت که هر کس در آن دوره بخواهد دین دار بماند، باید سختی هایی را به جان بخرد و دو دستی به دین خود بچسبد».

امام رضا علیه السلام می فرماید: «بردباری و چشم به راه گشایش بودن چه زیباست». انتظار کشیدن که از وظایف یاوران امام زمان علیه السلام است، عملی قلبی و درونی است که آثار و برکت های فراوان بیرونی هم دارد. انسان منتظر، همواره بریده از این عالم طبیعت و دنیا به نظر می رسد؛ یعنی گویا در دنیا به صورت نیم خیز نشسته است تا همین که ندای آسمانی به گوشش رسید، از سر سفره جهان برخیزد و خود را به آقایش برساند. انسان منتظر نشانه هایی دارد: پرهیز از گناه، انجام واجبات، داشتن اخلاق الهی و دعوت همیشگی به دین خدا.

انتظار فرج از دیدگاه رهبری

مقام معظم رهبری درباره انتظار فرج و شرایط منتظران می فرماید: «منتظران صاحب الزمان، به منور شدن چشم انداز زندگی بشر و پایان دوران ظلم و تجاوز امید دارند و جنایات ستم و تزویر سردمداران استکبار جهانی، نمی تواند چشمه امید را در دل های آنان خاموش کند. منتظران حجت تردیدی ندارند که روزگار ظلم و طغیان و تجاوز سرانجام به پایان خواهد رسید و قدرت قاهره حق، همه قله های فساد و تعدی را از بین خواهد برد. ما اعتقاد داریم که با ظهور مهدی موعود علیه السلام ، اندیشه و عقول بشری از همیشه خلاق تر خواهد بود و صلح و امنیت کامل در مقیاس جهانی آن به وجود خواهد آمد و ما برای چنین دورانی باید تلاش کنیم تا جهان روز به روز به این عصر آرمانی نزدیک تر شود».

غربت امام عصر

غربت و مظلومیت، رشته ای است پیوسته، از غدیر تا کربلا و از کربلا تا غیبت. آنها که آرزو داشتند در سال دهم هجری، در سایه سار تک درخت وادی جحفه بودند تا با صاحب غدیر بیعت کنند، امروز باید با حجت معبود، مهدی موعود بیعت کنند و هر چه در توان دارند، از یاری امام زمان خود دریغ ندارند؛ چنان که امام علی علیه السلام می فرماید: «خوشا به حال کسی که زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کند، به دوره او بپیوندد و دوره او را شاهد باشد». نیز ایشان در جایی دیگر می فرماید: «هیچ مرده ای باقی نمی ماند، مگر اینکه شادی ظهور مهدی علیه السلام در قبرش به او می رسد و آنها در قبرهایشان با هم دیدار می کنند و یکدیگر را به قیام قائم علیه السلام بشارت می دهند».(۱)

۱) پدیدآورنده: زینب خاتون جلال کمالی

حکیمه خاتون علیهاالسلام ، عمه امام حسن عسکری علیه السلام نقل می کند: وقتی هنگام تولد مهدی(عج) رسید، امام زمان(عج) را دیدم رو به قبله به سجده افتاد. سپس دستش را بلند کرد و گفت: «به یکتایی خدا گواهی می دهم و اینکه جدّم، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، و پدرم امیرمؤمنان علیه السلام ، وصی رسول خداست». سپس یک یک امامان را شمرد تا به خود رسید. امام زمان(عج) از هنگام تولد تا زمانی که پدرش به شهادت رسید، مخفی بود و فقط تعداد خاصی از یاران، او را می دیدند و مسائل خود را از ایشان می پرسیدند. حضرت هنگام رحلت پدر، پنج سال داشت. چنان که در روایات آمده، محل زندگی امام زمان(عج) در دوران کودکی همچون محل زندگی حضرت موسی علیه السلام مخفی بود تا از گزند طاغوتیان محفوظ باشد.

احمد بن اسحاق، از بزرگان شیعه و یاران امام یازدهم علیه السلام می گوید: خدمت آن حضرت شرفیاب شدم و می خواستم در مورد امام بعد از او سؤال کنم، ولی پیش از آنکه سخنی بگویم فرمود: «ای احمد! همانا خدای متعالی از آن زمان که آدم علیه السلام را آفرید، زمین را از حجت خود خالی نگذاشته است و تا قیامت نیز چنین نخواهد کرد! به واسطه حجت خدا، بلا از اهل زمین برداشته می شود و به [برکت وجود او] باران باریده و بهره های زمینی بیرون می آید».

احمد بن اسحاق می گوید: روزی نزد حضرت عسکری رفتم و پرسیدم: ای پسر رسول خدا! امام و جانشین پس از شما کیست؟ پس آن حضرت به درون خانه رفت و بازگشت در حالی که پسری سه ساله که صورتش همچون ماه تمام می درخشید بر دوش خویش داشت و فرمود: «ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای متعالی و حجت های او گرامی نبودی، پسرم را به تو نشان نمی دادم. همانا او هم نام و هم کنیه رسول خدا و کسی است که زمین را از عدل و داد پر می کند». گفتم: سرور من! آیا نشانه ای است که قلبم به آن آرام گردد؟ در این هنگام، کودک لب به سخن گشود و به زبان عربی روان گفت: «من بقیة اللّه در زمین هستم که از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت. ای احمد بن اسحاق! پس از اینکه با چشم خود می بینی در پی نشانه مباش».

امام صادق علیه السلام فرمود: «امامان درهای الهی هستند و مردم به وسیله آنان وارد دین می شوند و اگر آنان نباشند دین شناخته نمی شود». پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز می فرماید: «همچنان که اگر ستارگان نباشند، آسمان نابود می شود، اگر اهل بیت من هم روی زمین نباشند، اهل زمین هلاک می گردند».

نبوت و امامت باید در میان انسان ها وجود داشته باشد؛ زیرا انسانی که از جسم و روح تشکیل شده، روح مجردش که همواره در پی حقیقت است، در تشخیص راه دچار مشکل می شود و در این مورد، نیاز به راهنما و امام ضروری است

فشار و شرایط سخت زمان، سبب شد که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سال ۲۶۰ هجری قمری، حضرت مهدی(عج) غایب گردد؛ به طوری که حتی شیعیان خاص نیز جز در موارد نادر از دیدار ایشان محروم گشتند. البته در این زمان نیز رابطه امام و امت به کلی قطع نشد، بلکه مردم به وسیله نایبان خاص ایشان، که همگی از بزرگان شیعه و برگزیدگان امام عصر علیه السلام بودند، با مولای خویش ارتباط داشتند. نتیجه آن شد که در همین دوره، شیعیان به رفت و آمد و ارتباط گسترده تر با عالمان دینی خو گرفتند و دانستند که در شرایط غیبت امام نیز راه شناخت وظایفی دینی به روی آنها بسته نیست. عثمان بن سعید عمری، محمد بن عثمان عمری، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری، چهار نماینده ای بودند که از سوی امام عسکری علیه السلام و امام مهدی(عج) انتخاب و به مردم معرفی شدند.

معتضد عباسی سپاهی را از بغداد به سامرا برای دستگیری حضرت مهدی(عج) فرستاد. یکی از مأموران به نام رشیق می گوید: وقتی سپاه معتضد وارد سامرا شد، به طرف سرداب ـ زیرزمینی که مدتی محل زندگی سه امام بزرگوار بود ـ هجوم آوردند. آنها پشت درِ سرداب، صدای تلاوت قرآن را از حضرت مهدی(عج) شنیدند. لشکر پشت در اجتماع کردند و فرمانده شان پیشاپیش آنها ایستاده بود. ناگاه حضرت مهدی(عج) از راهی که به در سرداب می انجامید آمد و از پیش روی لشکر عبور کرد و از نظرها غایب شد. در این هنگام، فرمانده خطاب به سپاه گفت: وارد سرداب شوید و مهدی را دستگیر کنید! سپاهیان گفتند: مگر ندیدی که او از روبه روی تو عبور کرد. ما گمان کردیم تو او را دیده ای و چون فرمانی ندادی، ما نیز حرکتی از خود نشان ندادیم. بدین ترتیب، امام عصر علیه السلام با قدرت اعجاز از گزند سپاه معتضد نجات یافت و غایب گردید.

امام جواد علیه السلام می فرماید: «حضرت مهدی علیه السلام بعد از اینکه یادش از خاطره ها محو شد و بیشتر معتقدان به امامتش، از اعتقاد خود برگشتند قیام می کند». شیعیان آن حضرت باید در عصر غیبت، اعتقاد به وجود مبارک آن حضرت، تقوا و دین داری را سرلوحه اعمال خود قرار دهند؛ چرا که امام صادق علیه السلام می فرماید: «صاحب الامر غیبتی خواهد داشت که هر کس در آن دوره بخواهد دین دار بماند، باید سختی هایی را به جان بخرد و دو دستی به دین خود بچسبد».

امام رضا علیه السلام می فرماید: «بردباری و چشم به راه گشایش بودن چه زیباست». انتظار کشیدن که از وظایف یاوران امام زمان علیه السلام است، عملی قلبی و درونی است که آثار و برکت های فراوان بیرونی هم دارد. انسان منتظر، همواره بریده از این عالم طبیعت و دنیا به نظر می رسد؛ یعنی گویا در دنیا به صورت نیم خیز نشسته است تا همین که ندای آسمانی به گوشش رسید، از سر سفره جهان برخیزد و خود را به آقایش برساند. انسان منتظر نشانه هایی دارد: پرهیز از گناه، انجام واجبات، داشتن اخلاق الهی و دعوت همیشگی به دین خدا.

غربت امام عصر

غربت و مظلومیت، رشته ای است پیوسته، از غدیر تا کربلا و از کربلا تا غیبت. آنها که آرزو داشتند در سال دهم هجری، در سایه سار تک درخت وادی جحفه بودند تا با صاحب غدیر بیعت کنند، امروز باید با حجت معبود، مهدی موعود بیعت کنند و هر چه در توان دارند، از یاری امام زمان خود دریغ ندارند؛ چنان که امام علی علیه السلام می فرماید: «خوشا به حال کسی که زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کند، به دوره او بپیوندد و دوره او را شاهد باشد». نیز ایشان در جایی دیگر می فرماید: «هیچ مرده ای باقی نمی ماند، مگر اینکه شادی ظهور مهدی علیه السلام در قبرش به او می رسد و آنها در قبرهایشان با هم دیدار می کنند و یکدیگر را به قیام قائم علیه السلام بشارت می دهند».(۲)

به قلم: زینب خاتون جلال کمالی

امام مهدی(ع) در کلام امام حسین(ع)

۲۴ شهریور ۱۳۸۲

محمدفاطمی

وجود مقدس حضرت بقیة الله الاعظم ، اروحناله الفداء، در معارف به عنوان «خونخواه کشته کربلا» (۱) شناخته شده و شیعیان همراهی با آن امام منصور برای گرفتن انتقام خون حسین(ع) و یارانش را یکی از آرزوهای بزرگ خود می دانند، (۲) تا جایی که در هر عاشورا به یکدیگر اینگونه سر سلامتی می دهند:

«اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین(ع)و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد:» (۳)

خداوند پاداش ما را در عزای مصیبت حسین(ع) بزرگ گرداند و او شما را از جمله کسانی که به همراه ولی اش امام مهدی از آل محمد: به خونخواهی او برمی خیزند قرار دهد.

در یک کلام نام حسین(ع) و مهدی(ع) برای شیعیان یادآور یک حکایت ناتمام است، حکایتی که آغازگر آن حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و پایان بخش آن حضرت بقیة الله الاعظم (ع) است.

در هر حال از آنجا که در اذهان شیعیان این دو وجود مقدس از قرابت و ارتباطی جدایی ناپذیر برخوردارند. از همین رو مناسب دیدیم که در ایام عزای سرور آزادگان به بخشی از معارف ارزشمندی که از آن حضرت در ارتباط با فرزند ارجمندش حضرت مهدی(ع) رسیده است اشاره کنیم:

۱) نسب مهدی(ع)

حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در روایتهای متعددی به این موضوع که حضرت مهدی(ع) از فرزندان و نوادگان ایشان است اشاره کرده اند که از جمله آنها روایتی است که در زیر آمده است:

«دخلت علی جدی رسول الله (ص) فاجلسنی علی فخذه و قال لی: ان الله اختار من صلبک یا حسین تسعة ائمة، تاسعهم قائمهم، و کلهم فی الفضل والمنزلة عندالله سواء» (۴)

بر جدم رسول خدا، که درود و سلام خدا بر او باد، وارد شدم، پس ایشان مرا بر زانوی خود نشانده و فرمود: ای حسین! خداوند از نسل تو نه امام را برگزیده است که نهمین نفر از ایشان قیام کننده آنهاست و همه آنان در پیشگاه خداوند از نظر فضیلت و جایگاه برابر هستند.

ین موضوع که قائم آل محمد(ص) از نسل حسین(ع) و نهمین نواده اوست در روایات بسیاری ، که از طریق شیعه و اهل سنت روایت شده، آمده است و هر گونه شک و تردید نسبت به نام و نشان و مشخصات موعود آخرالزمان وآخرین ذخیره الهی را برطرف می سازد.

«دخلت علی النبی (ص)فاذاالحسین علی فخذه و هو یقبل عینیه وفاه و یقول: انت سیدابن سیدانت، امام ابن امام، نت حجة ابن حجة، ابوحجج تسعة من صلبک تاسعهم قائمهم.» (۵)

بر پیامبر خدا وارد شدم و دیدم که آن حضرت در حالی که حسین را بر زانوی خود نشانده بر چشمها و دهان او بوسه می زند و می فرماید: تو آقایی فرزند آقایی ، تو امامی فرزند امامی، تو حجتی فرزند حجتی ، تو پدر حجتهای نه گانه ای، از نسل تو نهمین حجت و قیام کننده آنان بر خواهد خاست.

۲) عدالت گستری مهدی(ع)

عدالت و تشکیل جامعه ای بر اساس عدل از آرمانهای همیشگی بشر بوده و در طول هزاران سالی که از زندگی انسان بر کره خاک می گذرد و صدها و هزاران نفر در پی تحقق این آرمان، بشریت خسته از ظلم و ستم را به دنبال خود کشیده اند، اما جز در مقاطع کوتاهی از زندگی بشر و آن هم در سرزمینهای محدود هرگز این آرمان بدرستی تحقق نیافته و هنوز هم عدالت آرزویی دست نیافتنی برای انسان عصر حاضر است.

با توجه به همین موضوع در روایتهایی که از پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم شیعه: وارد شده، گسترش عدالت و از بین بردن ظلم را یکی از بزرگترین رسالتهای امام مهدی(ع) بر شمرده و تحقق عدالت واقعی را تنها در سایه حکومت او امکان پذیر دانسته اند.

از جمله این روایتها روایتی است که از حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نقل شده و در آن آمده است:

«لولم یبق من الدنیاالا یوم واحد، لطول الله عزوجل ذلک الیوم حتی یخرج رجل من ولدی، فیملاها عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما، کذلک سمعت رسول الله (ص) یقول » (۶)

اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد و خداوند آن روز را چنان طولانی می گرداند که مردی از فرزندان من قیام کند و دنیا را پس از آنکه از ظلم و ستم پر شده بود پر از عدل و داد نماید، من این سخن را از رسول خدا، که درود و سلام خداوند بر او باد، شنیدم.

پیامبر گرامی اسلامی (ص) نیز قیام عدالت گستر نهمین فرزند امام حسین(ع) را چنین بیان می کنند:

«... و جعل من صلب الحسین(ع) ائمة یقومون بامری ...التاسع منهم قائم اهل بیتی، مهدی امتی، اشبه الناس بی فی، شمائله واقواله و افعاله، یظهر بعد غیبتة طویلة و حیرة مظلة ، فیعلن امرالله و یظهر دین الله ...فیملاالارض قسطا و عدلا ، کما ملئت جورا و ظلما.» (۷)

... خداوند از فرزندان امام حسین ، امامانی قرار داده است که امر (راه و روش آیین) مرا بر پا می دارند. نهم آنان قائم خاندان من مهدی امتم می باشد. او شبیه ترین مردمان است به من در سیما و گفتار و کردار . پس از غیبتی طولانی و سرگردانی و سردرگمی مردم ، ظاهر می شود ، آنگاه امر (آیین) خدا را آشکار می سازد... پس زمین را از عدل و داد لبریز می کند پس از آنکه از ستم و بیداد لبریز شده باشد.

۳) صابران در غیبت مهدی(ع)

یکی از ارکان انتظار فرج صبر و پایداری است و انسان منتظر در واقع کسی است که همه سختیها و ناملایمات را به امید رسیدن به آرمان بلند خویش تحمل می کند و از فشار و تهدید زورگویان و طعنه و تکذیب نابخردان هراس به دل راه نمی دهد، از همین رو در روایات صبر و انتظار همواره قرین یکدیگر بوده و فضیلت بسیاری برای صبرپیشگان در زمان غیبت بر شمرده شده است.

حضرت سیدالشهداء (ع) که خود والاترین مظهر صبر و مقاومت در راه ادای تکلیف الهی است در بیان مقام منتظرانی که صبر و شکیبایی پیشه ساخته و بر آرمان خویش پایداری می ورزند می فرماید:

«منا اثنا عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، و آخرهم التاسع من ولدی، و هوالقائم بالحق، یحیی الله به الارض بعد موتها، و یظهر به دین الحق علی الدین کله، ولو کره المشرکون. له غیبة یرتد فیهااقوام و یثبت فیها علی الدین آخرون، فیؤذون و یقال لهم: «متی هذاالوعد ان کنتم صادقین »،اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب بمنزلة المجاهدبالسیف بین یدی رسول الله (ص)» (۸)

در میان ما اهل بیت دوازده مهدی وجود دارد که اولین آنها امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و آخرین آنها نهمین فرزند من است. و اوست قیام کننده به حق ، خداوند به وسیله او زمین را پس از آنکه مرده است زنده می کند و دین حق را به دست او بر همه ادیان غلبه می دهد، اگر چه مشرکان نپسندند. برای او غیبتی است که گروهی در آن از دین خدا بر می گردند و گروهی دیگر بر دین خود ثابت می مانند، که این گروه را اذیت کرده و به آنها می گویند:

«پس این وعده چه شد اگر راست می گویید؟» آگاه باشید آنکه در زمان غیبت او بر آزار و اذیت و تکذیب صبر کند همانند کسی است که در مقابل رسول خدا(ص) با شمشیر به جهاد برخاسته است.

شاید بتوان گفت فضیلتهای بی شماری در روایات ما که برای منتظران فرج بر شمرده اند به اعتبار همین صبر و شکیبایی و تحمل مشکلاتی است که منتظران واقعی فرج بر خود هموار می کنند. چنانکه در روایتی که از امام صادق(ع) وارد شده، آمده است:

«...فلا یستفرنک الشیطان، فان العزة لله ولرسوله وللمؤمنین، و لکن المنافقین لایعلمون ، الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر علی ، یری من الاذی والخوف، هو غدا فی زمرتنا...» (۹)

شیطان تو را تحریک نکند. زیرا که عزت از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است لیکن منافقان نمی دانند ، آیا نمی دانی کسی که منتظر امر ما (حاکمیت اجتماعی آرمانی ما) باشد، و بر بیمها و آزارهایی که می بیند شکیبایی ورزد، در روز بازپسین در کنار ما خواهد بود...

۴) خصال مهدی(ع)

حضرت مهدی(ع) عصار و فشرده عالم هستی (۱۰) و وارث همه انبیاء اولیاء الهی است، و خداوند متعال همه خصال نیکویی را که در بندگان صالح پیش از او وجود داشته، در آن حضرت جمع کرده است. به بیان دیگر آنچه خوبان همه دارند او به تنهایی دارد.

در زمینه آنچه گفته شد روایتهای بسیاری وارد شده که از جمله آنها می توان به روایت زیر که از حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نقل شده اشاره کرد:

«فی القائم منا سنن من الانبیاء: سنة من نوح، و سنة من ابراهیم ، و سنة من موسی و سنة من عیسی ، و سنة من ایوب و سنة من محمد(ص) . فاما من نوح: فطول العمر; واما من ابراهیم: فخفاءالولادة و اعتزال الناس; واما من موسی: فالخوف والغیبة; و اما من عیسی: فاختلاف الناس فیه، واما من ایوب: فالفرج بعدالبلوی; واما من محمد(ص) فالخروج بالسیف.» (۱۱)

در قائم ما (اهل بیت) سنتهایی از پیامبران الهی وجود دارد; سنتی از نوح ، سنتی از ابراهیم ، سنتی از عیسی ، سنتی از ایوب: و سنتی از محمد(ص) از نوح طول عمر، از ابراهیم پوشیده ماندن ولادت و کناره گیری از مردم ، از موسی، ترس و غیبت از جامعه ، از عیسی اختلاف مردم درباره او، از ایوب گشایش بعد از سختیها و بلایا، و از محمد(ص) قیام با شمشیر را .

علی معروفی

پی‏نوشتها:

۱. ر. ک: قمی ، شیخ عباس ، مفاتیح الجنان ، دعای ندبه ، اصل عبارتی که در دعای مزبور آمده چنین است: «این الطالب بدم المقتول بکربلاء»

۲. ر. ک: همان ، زیارت امام حسین(ع) در روز عاشورا. در بخشی از زیارت یادشده چنین آمده است: «فاسئل‏الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد:»

۳. همان جا

۴. القندوزی، سلیمان بن ابراهیم ، ینابیع المودة ، نجف ، مکتبة‏الحیدریة، ۱۴۱۱ ق ، ص ۵۹۰ ، به نقل از: موسوعة کلمات‏الامام الحسین(ع)، قم ، دارالمعروف ، ۱۴۱۵ ق ، ص‏۶۵۹ ، ح ۶۸۸ .

۵. حسینی ترمذی ، محمد صالح ، مناقب مرتضوی ، ص‏۱۳۹ ، به نقل از: قرشی،علی اکبر، اتفاق در مهدی موعود۷، ص ۳۵

۶.الشیخ‏الصدوق،ابوجعفرمحمدبن‏علی‏بن‏الحسین، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، تهران، دارالکتب الاسلامیة،۱۳۵۹ ق، ج ۱ ، ص‏۳۱۷ ، ح ۴; به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین، ص ۶۶۱، ح‏۶۹۳ .

۷. همان ، ج ۱، ص‏۲۵۷ ، به نقل از: حکیمی، محمد ، عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام، قم ، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، ۱۳۷۴ ، صص‏۳۶-۳۵.

۸ . همان ، ج ۱، ص‏۳۱۷ ، به نقل از موسوعة کلمات‏الامام‏الحسین، صص‏۶۶۶- ۶۵۵، ح‏۷۰۳.

۹. الکلینی ، محمدبن‏یعقوب، الکافی ، ج ۸ ، ص‏۳۷، به نقل از حکیمی،محمد، همان، ص‏۲۹۳ .

۱۰. در برخی از تفاسیر کلمه «والعصر» به وجود حضرت مهدی(ع) تفسیر شده است.

۱۱. علم‏الیقین ، ج ۲ ، ص‏۷۹۳ ، به نقل از موسوعة کلمات الامام الحسین(ع) ، صص‏۶۶۹- ۶۶۸، ح ۷۱۰ .

امام مهدی(ع) درکلام نبی‌اکرم(ص)

۲۴ شهریور ۱۳۸۲

ماهنامه موعود شماره۲

«ای گروه مردمان! آن نور خدای تبارک و تعالی در من قرار گرفت و پس از آن در وجود علی(ع)، آنگاه از او در نسلش تا «قائم المهدی(ع)» که بازگیرنده حق است و جلب کننده همه حقوق ازدست رفته ما.

آگاه باشید که خاتم اوصیاء مهدی قائم(ع) از ماست.

آگاه باشید که او بر همه ادیان پیروز می شود.

آنگاه که گردآمدگان در غدیر خم، چشم بر دهان محمد مصطفی ۶ دوختند تا در جمع یکصدوبیست هزار نفری خود، سخنانش را بشنوند. نبی اکرم(ص) پس از حمد و ثنای خداوند و دعوت مردم به سوی خاندان گرامی نبوت و چنگ زدن به ریسمان ولایت علی بن ابیطالب(ع) فرمودند:

«ای گروه مردمان!

آن نور خدای تبارک و تعالی در من قرار گرفت و پس از آن در وجود علی(ع)، آنگاه از او در نسلش تا «قائم المهدی(ع)» که بازگیرنده حق است و جلب کننده همه حقوق ازدست رفته ما.

- «الا و ان خاتم الاوصیاء منا القائم المهدی ».

آگاه باشید که خاتم اوصیاء مهدی قائم(ع) از ماست.

- «الا انه الظاهر علی الدین کله ».

آگاه باشید که او بر همه ادیان پیروز می شود.

- «الا انه المنتقم من الظالمین ».

آگاه باشید که او انتقامگیر از ستمگران است.

- «الا انه فاتح الحصون و هادمها».

آگاه باشید که گشاینده و درهم کوبنده مرزهاست.

«الا انه مدرک بکل ثار لاولیاءالله عز و جل ».

آگاه باشید که او خونخواه همه بندگان صالح خداست.

- «الا انه قاتل کل قبیلة من اهل الشرک ».

آگاه باشید که او کشنده هر قبیله ای از مشرکان است.

- «الا انه الغراف من البحرالعمیق ».

آگاه باشید که او نهری خروشان از اقیانوسی بیکران است.

-...آگاه باشید که او یاور دین خدای تبارک و تعالی است.

-...آگاه باشید که او هر دانشمندی را به دانش وهر نادانی را به نادانی می شناسد.

-...آگاه باشید که او برگزیده و انتخاب شده خداوند است.

-...آگاه باشید که اووارث هر دانش و دربرگیرنده آن است.

-...آگاه باشید که او آنچه بگوید از پروردگارش می گوید و هشداردهنده به امر ایمان است.

-...آگاه باشید که او رشید و کامل و نیرومند و متین است.

-...آگاه باشید که فرمانروایی جهان هستی به او واگذار شده است.

-...آگاه باشید که هر کس از (پیامبران و امامان) پیش از او، نوید آمدنش را داده اند.

-...آگاه باشید که او تنها حجت بازمانده خداوند است، بعد از او حجتی نیست، حقی جز با او و نوری جز در پیش اونیست.

-... آگاه باشید که احدی بر او چیره نیست و کسی او را شکست ندهد .

-...آگاه باشید که او ولی خدا در روی زمین، و داور او در میان مردم و امین او در آشکار و نهان است.

بحار الانوار، ج ۳۷، صص ۲۱۳ - ۲۱۱.

ماهنامه موعود ـ شماره۳

عثمان بن سعید، نائب اول امام بود و با آغاز غیبت ولی عصر علیه السلام توقیعات حضرت را به شیعیان می رساند. از همین زمان بود که شیعیان برای نخستین بار طعم غیبت را چشیدند.

آغاز غیبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناک غیبت آشنا شده، بتوانند تا آن زمان که به اشتباه خود پی می‌برند و به وظایف خود در برابر امامان آگاه می‌شوند، همچنان دیندار بمانند.

در دوران غیبت صغرا چهار نایب خاص، امر وساطت میان امام علیه السلام و شیعیان را به عهده داشته و چنان‌که خواهیم دید، همه آنها معروف و سرشناس بوده‌اند. آنان احکام دین را از وجود اقدس امام زمان علیه السلام گرفته و در اختیار شیعیان می‌گذاشتند. سؤالات [کتبی و شفاهی] ایشان را به حضور امام زمان علیه السلام برده و سپس پاسخ را به شیعیان می‌رسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وکالتی، که از امام داشتند، می‌گرفتند [و به حضرت تحویل می‌دادند یا با اجازة ایشان مصرف می‌کردند] آنان جمعی بودند که امام حسن عسکری علیه السلام در زمان حیات خود عدالتشان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان علیه السلام معرفی کرد و بعد از خود، ناظر املاک و متصدی کارهای خویش گردانید، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفی نموده و فرمودند اینها، همه دارای عقل، امانت، وثاقت، دِرایت، فهم و عظمت بودند.

نهم ربیع الاول ، سالروز آغاز امامت حضرت ولی عصر علیه السلام در حقیقت امتداد غدیر بلکه خود غدیری دیگر است.

باید در این چنین روزی با امام زمان علیه السلام بر اساس مفاد روایات و دعاها به ویژه دعای "عهد" پیمانی دوباره بست معرفت، محبت، ولایت و اطاعت برخی از اصول این پیمان نسبت به حضرت صاحب الزمان علیه السلام است.

ولایت امام زمان علیه السلام به عنوان سرپرستی وحاکمیت وی بر افراد جامعه هست و این ولایت رکن و اساس دین است همچنین کلید گشایشگر و راهنمای انسان مسلمان در همه ابعاد دین می‌باشد.

معرفت، محبت و ولایت امام علیه السلام، زمینه‌ساز عهد و پیمان با ایشان است، چرا که عشق و ولایت بدون مسوولیت پذیری هوسی بیش نیست. عهد، التزام و نوعی تعهد پذیری در مقابل شخص یا کاری می‌باشد و باید خود را به وظایفی که نسبت به امام زمان علیه السلام داریم ملتزم سازیم وبا ایشان برای انجام آرمان‌هایش عهد ببندیم وکسانی می‌توانند در عصر ظهور به این عهدها عمل کنند که در عصر غیبت به پیمان خود با امام عصر علیه السلام عمل کرده باشند. عهد و اطاعت، تجلی و نمود عشق و محبت است و زمینه‌سازی برای ظهور ایشان، بسط عدالت و فرهنگ عدل پذیری در جامعه و نهادینه کردن آن است .

[ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 ] [ 9:21 ] [ اکبرسلمان پناه ]

سالروز آغاز امامت امام زمان (عج) مبارک باد
الهي
هر شادي كه بي توست اندوه ست ، وهر منزل كه نه در راه توست زندانست
قبل ازهر كلامي بايد يه تبريك گرم و صميمي بگم . آخه امروز آغاز امامت و زعامت امام زمان (عج)مي باشد . اين روز بزرگ را به همه اونهايي كه چشم انتظاران مولايشان مي باشندو در فراقش هر صبح جمعه ندبه مي كند و ظهورش را از حي سبحان طلب مي نمايند تبريك و تهنيت باد.

سالروز آغاز امامت امام زمان (عج) مبارک باد

سلام دوستان سلامي به بلندي آفتاب ، به وسعت دلتنگيهاي عاشقان گل نرگس به گرمي دل اميدواران و به زلالي اشك منتظران يوسف فاطمه (س)



سالروز آغاز امامت امام زمان (عج) مبارک باد
نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر علیه السلام است، بلكه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید. در سال روز نهم ربیع الاول كه یادمان آغاز امامت ولی عصر علیه السلام است، تصمیم گرفتیم در چند سطر كوتاه به رخ دادهایی كه پس از شهادت امام حسن عسكری علیه السلام در سامرا روی داد، اشاره كنیم.
روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال 260 هـ.ق، امام حسن عسكری علیه السلام پس از این كه نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری كه هشت روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد كه امام یازدهم افزون بر این كه مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده كرده بود، شب پیش از شهادت شان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامه های بسیاری به شهرهای شیعه نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری كردند. به گفته مورخان، در روز شهادت امام، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.
عثمان بن سعید عمری، به نمایندگی از حجت بن الحسن علیه السلام متصدی غسل و كفن و دفن حضرت شد و بر اساس گفته شیخ صدوق، خود امام زمان علیه السلام با كنار زدن عمویش جعفر كه قصد نمازگزاردن داشت، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند.
حكومت عباسی از مدت ها پیش بر اساس سخن رسول الله صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام مبنی بر این كه مهدی فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است، امام یازدهم را زیر نظر داشت و مراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتن خبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل كرده بود. پس از شهادت امام كم كم خبر فرزندی به نام مهدی علیه السلام پخش شد و تلاش چند باره خلیفه عباسی برای یافتن امام مهدی علیه السلام به نتیجه نرسید.
عثمان بن سعید، نائب اول امام بود و با آغاز غیبت ولی عصر علیه السلام توقیعات حضرت را به شیعیان می رساند. از همین زمان بود كه شیعیان برای نخستین بار طعم غیبت را چشیدند. آغاز غیبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناك غیبت آشنا شده، بتوانند تا آن زمان كه به اشتباه خود پی می‌برند و به وظایف خود در برابر امامان آگاه می‌شوند، همچنان دیندار بمانند. در دوران غیبت صغرا چهار نایب خاص، امر وساطت میان امام علیه السلام و شیعیان را به عهده داشته و چنان‌كه خواهیم دید، همه آنها معروف و سرشناس بوده‌اند. آنان احكام دین را از وجود اقدس امام زمان علیه السلام گرفته و در اختیار شیعیان می‌گذاشتند. سؤالات [كتبی و شفاهی] ایشان را به حضور امام زمان علیه السلام برده و سپس پاسخ را به شیعیان می‌رسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وكالتی، كه از امام داشتند، می‌گرفتند [و به حضرت تحویل می‌دادند یا با اجازة ایشان مصرف می‌كردند] آنان جمعی بودند كه امام حسن عسكری علیه السلام در زمان حیات خود عدالتشان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان علیه السلام معرفی كرد و بعد از خود، ناظر املاك و متصدی كارهای خویش گردانید، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود.

[ یکشنبه بیست و دوم دی 1392 ] [ 9:19 ] [ اکبرسلمان پناه ]
كوهنوردي
جمعه 22 اذر ماه
بالاتر از دروازه قران روبروري رستوران زمرد

[ دوشنبه هجدهم آذر 1392 ] [ 19:13 ] [ اکبرسلمان پناه ]

می‌گویند شخصی سر كلاس ریاضی خوابش برد. وقتی زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مساله را كه روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت كرد و بخیال اینكه استاد آنها را بعنوان تكلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز و آن شب برای حل آنها فكر كرد. هیچیك را نتوانست حل كند، اما تمام آن هفته دست از كوشش برنداشت. سرانجام یكی را حل كرد و به كلاس آورد. استاد بكلی مبهوت شد، زیرا آن‌ها را به عنوان دو نمونه از مسائل غیرقابل حل ریاضی داده بود.

نتیجه اخلاقی : هیچ دلیلی موجب ناامیدی نخواهد شد حتی امور غیر ممکن ...

[ دوشنبه هجدهم آذر 1392 ] [ 19:10 ] [ اکبرسلمان پناه ]
  :  پرسش نامه علايق استرانگ – كمپبل Strong-Campbell Interest Inventoryنویسنده :  منيره دانايي
كلمات كليدي  :  كليديابي ملاكي، رويكرد گروه – ملاك، رغبت سنج شغلي استرانگ، روان سنجي

  کمی بعد از جنگ جهانی دوم، استرانگ[1] و همکارانش به مطالعه فعالیت‌های مورد علاقه صاحبان مشاغل مختلف و فعالیت‌هایی که این افراد علاقه به آنها نداشتند، اقدام کردند. آنان از این مطالعه به این نتیجه رسیدند که صاحبان مشاغل مختلف، الگوهای علایق متفاوت دارند. آنها همچنین نتیجه گرفتند افرادی که در رشته‌های شغلی مشابه کار می‌کنند، سرگرمی‌های یکسان دارند و کتاب‌ها و مجله‌های یکسانی را می‌خوانند. براساس این یافته‌ها، استرانگ به تدوین آزمونی برای مقایسه علایق افراد با علایق و ارزش‌های یک گروه ملاک که در شغل انتخابی خود موفق و از آن رضایت داشتند، اقدام کرد. این روش به روش کلیدیابی ملاکی[2] یا رویکرد گروه – ملاک معروف است. آزمونی که بر این اساس تدوین گردید، رغبت‌سنج شغلی استرانگ[3] نامیده شد.[4]
  فرم تجدیدنظرشده این آزمون در ١٩٦٦ دارای ٣٩٩ ماده در ٥٤ طبقه شغلی برای مردان بود. فرم دیگری نیز برای سنجش علایق شغلی زنان در ٣٢ طبقه شغلی تدوین شد. وزن هر ماده بر حسب فراوانی همان پاسخ خاص آن در مورد صاحبان موفق در شغل خاص در مقایسه با فراوانی همان پاسخ در مورد جامعه کلی(گروه مقایسه) تعیین شد. نمره‌های خام به نمره‌های ترازشده با میانگین ٥٠ و انحراف معیار ١٠ تبدیل شد و درباره روایی و اعتبار آزمون، مطالعات زیادی انجام گرفت. ضرایب اعتبار محاسبه‌شده از طریق محاسبه ضریب همبستگی سوال‌های فرد یا سوال‌های زوج بین ٨٠/٠ تا ٩٠/٠ و از طریق بازآزمایی با فاصله زمانی ٢٠ سال حدود ٦٠/٠ گزارش شده است.
  مطالعه درباره روایی آزمون، نشان داد که آزمون برای پیش‌بینی موفقیت شغلی آزمودنی‌ها از کارآیی کافی برخوردار است. یکی از یافته‌های جالب در مورد این رغبت‌سنج نشان داد که، الگوهای علایق آزمودنی‌ها در درازمدت نسبتا ثابت می‌ماند. اما این آزمون در سال‌های اول دهه ١٩٧٠ به خاطر سوگیری علیه زنان در مقیاس‌های آزمون به سبب تدوین دو آزمون جداگانه برای زنان و مردان و نیز به سبب فقدان نظریه‌ای که آزمون بر آن مبتنی باشد، مورد انتقاد قرار گرفت. بدین‌سان، در سال ١٩٧٤ کمپبل[5] فرم جدیدی از آزمون استرانگ را تدوین و منتشر کرد و آن را پرسش‌نامه علایق استرانگ – کمپبل( SCII) نامید. کمپبل با ترکیب سوال‌های فرم زنان و مردان، فرم واحدی تدوین کرد.[6]
  استرانگ در ساختن آزمون(SVIB)، نظریه روان‌شناختی خاصی را مورد توجه قرار نداده بود. تنها ملاک وی مقایسه پاسخ‌های افراد گروه ملاک(شاغلان موفق و راضی) با افراد گروه مقایسه بود. اما کمپبل در تجدیدنظر و ساختن آزمون جدید، آن را بر "نظریه هالند" که مشاغل را به شش حوزه موضوعی شامل واقع‌بینی، اندیشه‌ای یا پژوهشی، هنری، اجتماعی، خطرجویی و قراردادی یا سنتی تقسیم کرده بود، استوار ساخت. این آزمون برای اندازه‌گیری علایق دانش‌آموزان سال‌های آخر دبیرستان و بالاتر قابل اجرا است. جهت‌گیری شغلی آزمون بیشتر مشاغل مربوط به فارغ‌التحصیلان دانشکده‌ها را دربرمی‌گیرد، اما چند شغل پایین‌تر در سطح کارگران ماهر نیز در آن گنجانیده شده است. تصحیح و نمره‌گذاری پرسش‌نامهSCII  با کلید دستی بسیار دشوار و وقت‌گیر است. امروزه برنامه‌های کامپیوتری خاصی فراهم شده است که پاسخ‌نامه آزمودنی‌ها را که سرعت تصحیح و نیمرخ روانی آنها را تنظیم می‌کند. پرسش‌نامه SCII دارای ٣٢٥ ماده است که به هفت بخش تقسیم شده است:
 
بخش ١. مشاغل: این بخش، شامل ١٣١ عنوان شغلی است که آزمودنی نظر خود را به صورت دوست دارم[7]((L، بی‌تفاوتم[8]((I یا دوست ندارم[9](D) مشخص می‌کند.
 
بخش ٢. موضوع‌های درسی: این بخش، شامل ٣٦ موضوع درسی است که آزمودنی مانند بخش ١ به پرسش‌های آن پاسخ می‌دهد.
 
بخش ٣. فعالیت‌های شغلی: آزمودنی، نظر خود را به صورت L (دوست دارم)، I
)بی‌تفاوتم) و D (دوست ندارم) به ٥١ فعالیت شغلی مشخص می‌کند.
 
بخش ٤. سرگرمی‌ها: در این بخش، آزمودنی نظر خود را در مورد ٣٩ نوع سرگرمی با علامت‌های L، I و D که معنای آنها در بخش‌های پیشین توضیح داده شد، مشخص می‌کند.
 
بخش ٥. انواع مردم: در این بخش، آزمودنی علاقه یا عدم علاقه خود را به ٢٤ نوع از مردم با علامت‌های L، I و D مشخص می‌کند.
 
بخش ٦. رجحان بین دو فعالیت: در این بخش، ٣٠ جفت فعالیت مطرح شده‌اند. اگر آزمودنی فعالیت سمت راست را ترجیح می‌دهد، حرف((R، اگر فعالیت سمت چپ را ترجیح می‌دهد حرف(L) و اگر هر دو برایش یکسان است، نماد(=) را علامت می‌زند.
 
بخش ٧. خصایص شما: این بخش، شامل ١٤ خصیصه است که به صورت خودتوصیفی نوشته شده‌اند که آزمودنی برحسب اینکه خصیصه مطرح‌شده درباره وی صدق می‌کند یا نه و یا اینکه نمی‌تواند اظهار کند، به ترتیب پاسخ‌های "آری"، "نه" و "؟" را علامت می‌زند. پرسش‌نامه SCII برحسب پنج گروه مقیاسی شامل: شاخص‌های اجرای آزمون، موضوع‌های شغلی کلی، مقیاس‌های علاقه پایه، مقیاس‌های شغلی و مقیاس‌های خاص نمره‌گذاری می‌شود. چون هر گروه شامل مقیاس‌های مختلف است، اجرای پرسش‌نامه به تعداد زیادی از نمره منجر می‌شود که باید توسط آزمایش‌کننده کارآزموده‌ای تفسیر شود.
 
١. شاخص‌های اجرا: ابتدا باید همه پاسخ‌ها و پاسخ‌های نابسامد و سایر شاخص‌های اجرا بررسی شوند. این شاخص‌ها، خطا و بی‌دقتی آزمودنی و سبک پاسخ دادن او را مشخص کرده و نشان می‌دهند که آیا پرسش‌نامه به‌طور کامل و مناسب اجرا شده است یا خیر. اگر تعداد پاسخ‌ها از ٣٢٥ پاسخ کمتر و یا بیشتر بوده و تعداد پاسخ‌های نابسامد زیاد باشند، نتیجه آزمایش ممکن است بی‌اعتبار تلقی شود.
 
٢. موضوع‌های شغلی کلی: این مقیاس‌ها که بر شش نوع شخصیتی هالند مبتنی هستند، ویژگی‌های آزمودنی را در مقایسه با این شش نوع شخصیت تعیین می‌کنند. به عنوان مثال، نیمرخ روانی فرد ممکن است انواع کلی فعالیت‌هایی را که شخص از آنها لذت می‌برد، نوع اشخاصی که آزمودنی بهتر می‌تواند با آنها کار کند و مناسب‌ترین محیط کار برای وی را مشخص کند.
 
٣. مقیاس‌های علاقه پایه: این مقیاس‌ها، خلاصه‌ای از علایق عمده آزمودنی را نشان می‌دهند. به عنوان مثال، ممکن است نشان داده شود که آزمودنی نسبت به علوم، فعالیت‌های مکانیکی و ورزش علاقه زیاد، متوسط و یا کم دارد. نمره‌ها برحسب مقیاسT  تعیین می‌شوند. نمره کمتر از ٣٤ به عنوان نمره خیلی پایین، نمره ٤٢ - ٣٥ به عنوان نمره پایین، نمره ٥٧ - ٤٣ به عنوان نمره متوسط، نمره ٦٥ - ٥٨ به عنوان نمره زیاد و از ٦٦ به بالا به عنوان نمره خیلی زیاد تلقی می‌شود.
 
٤. مقیاس‌های شغلی: نمره آزمودنی در مشاغل مختلف که به شش موضوع شغلی شکسته شده‌اند، در نیمرخ مشخص می‌شود. با نمره‌گذاری برحسب مقیاس‌های شغلی، نمره آزمودنی با نمره‌های افرادی که در مشاغل مختلف فعالیت می‌کنند، مقایسه می‌شود. نتایج این مقایسه‌ها برحسب درجه شباهت آزمودنی به صاحبان مشاغل مختلف که از شغل خود رضایت دارند، به صورت خیلی متفاوت، متفاوت، متوسط، شبیه و خیلی شبیه مشخص می‌شوند. نمره‌های زنان و مردان با گروه‌های ملاک متفاوت مقیاسه می‌شوند. به عنوان مثال، اگر نمره آزمودنی در مقایسه با نمره شغل خدمات اجتماعی(برای زنان) به صورت "خیلی شبیه" طبقه‌بندی شود، می‌توان گفت که وی از نظر علاقه به این شغل به مددکاران اجتماعی زن که رضایت شغلی دارند، شبیه است.
 
٥. مقیاس‌های خاص: دو مقیاس دیگر برای این آزمون از طریق تجربی برای هدف‌های خاص تدوین شده است.
·        آسایش تحصیلی: این مقیاس، از راه مقایسه دانش‌آموزان دبیرستان‌ها و دانشجویانی که در درس‌های خود نمره‌های بالا می‌گیرند با کسانی که نمره‌های پایین می‌گیرند، ساخته شده است. نمره این مقیاس، گرایش آزمودنی را به داشتن پشتکار و ادامه تحصیل نشان می‌دهد.
 
·        درون‌گرایی – برون‌گرایی: این مقیاس، از راه مقایسه نمره‌های آزمودنی در پرسش‌نامهSCII  با نمره‌های افرادی که براساس آزمون MMPI، درون‌گرا یا برون‌گرا تشخیص داده شده‌اند، به دست آمده است. افراد درون‌گرا، کار کردن به تنهایی و افراد برون‌گرا، کار کردن با دیگران را ترجیح می‌دهند.[10]
 
فرم جدیدSCII  
  در سال ١٩٨٥، فرم تجدیدنظرشده تازه‌ای از پرسش‌نامهSCII  منتشر شد که هر چند جزوه‌های آزمون و پاسخ‌نامه‌ها تغییر نکرده است، نیمرخ پرسش‌نامه از ١٤٤ مقیاس شغلی به ٢٠٧ مقیاس شغلی افزایش یافته است. در فرم جدید آزمون، کوشش به عمل آمده است که برخی از نارسایی‌های فرم قبلی اصلاح شوند.
  یکی از انتقادهایی که به فرم قبلی آزمون وارد شده بود، این است که الگوی علایق آزمودنی‌های جوان با افراد گروه ملاک مسن‌تر مقایسه می‌شود؛ در صورتی که به دلیل تفاوت سنی ممکن است علایق این دو گروه مقایسه‌پذیر نباشد. در فرم جدید، افراد جوان‌تر و مسن‌تر هر یک از گروه‌های ملاک با یکدیگر مقایسه شده‌اند تا معلوم شود که آیا از نظر علایق و ارزش‌های بین افراد جوان‌تر و کسانی که سال‌ها قبل با مشاغل مختلف اشتغال داشته‌اند، تفاوت وجود دارد یا خیر. در فرم جدید تقریبا برای همه مشاغل، نرم یا هنجار جداگانه برای مردان و زنان تهیه شده است.
  از ٢٠٧ مقیاس شغلی، ٢٠٢ مقیاس همتا برای دو جنس وجود دارد. به این معنا که در ١٠١ مقیاس شغلی برای مردان و زنان، نرم‌های جداگانه تهیه شده است. مثلا برای شغل تجاری، دو نرم جداگانه برای زنان و مردان وجود دارد. برای چهار مقیاس شغلی شامل دستیار دندانپزشک، متخصص بهداشت دهان، معلم خانه‌داری و منشی‌گری، نرمی برای مردان وجود ندارد. به‌طور کلی در این فرم جدید برخی از نارسایی‌های باقی‌مانده آزمون برطرف شده است.[11]


[1]. E.K.Strong
[2]. Criterion keying
[3].  Strong Vocational Interest Blank(SVIB)
[4]. هاشمی، ابراهیم و بطحایی، حسن؛ آزمون‌های روانی، تهران، چهر، 1353، چاپ سوم، صص 132 – 131.
[5].   D.P. Campbell
[6]. گنجی، حمزه و مهرداد، ثابت؛ روان‌سنجی، تهران، ساوالان، 1382، چاپ سوم، ص 170.
[7]. like
[8]. Indifferent
[9]. Dislike
[10]. گنجی، حمزه؛ آزمون‌های روانی، مشهد، بنیاد فرهنگی رضوی، 1371، چاپ چهارم، ص 257.
[11]. پاشاشریفی، حسن؛ نظریه‌ها و کاربرد آزمون‌های هوش و شخصیت، تهران، سخن، 1376، چاپ پنجم، صص 402 – 395.
[ پنجشنبه هفتم آذر 1392 ] [ 8:58 ] [ اکبرسلمان پناه ]

چطور درس بخوانیم که خیلی سریع یاد بگیریم

عکس, چطور درس بخوانیم که خیلی سریع یاد بگیریم

تنظیم وقت، کنترل رفتار خود، ارزیابی خود یا خود نظارتی، خودگویی، استراحت.

تنظیم وقت: ابتدا برای مطالعه در هر درس باید مشخص کنیم چه مقدار زمان لازم داریم. بعضی افراد در این زمینه مشکل دارند و نمی دانند چقدر باید وقت بگذارند و چگونه برنامه ریزی کنند. دوم اینکه گاهی دانش آموزان وقت برای مطالعه می گذارند اما بهینه نیست. بعنوان مثال ۲ ساعت کتاب در دستشان است اما در واقع، وقت بهینه او ۱ ساعت است. یعنی در هنگام خواندن حواسش نیست و زمان زیادی را به خیال پردازی می گذارند و منجر به انجام نادرست یا ناقص تکالیف می شود. بنابراین تنظیم وقت یعنی اختصاص دادن زمان موثر برای انجام تکالیف . فرد برای ارزیابی تنظیم وقت، باید زمان بهینه و پرت خود را مشخص کند و در رفع زمان پرت تلاش کند تا نتیجه مطلوب را بدست آورد.

کنترل رفتار خود : علاوه بر تنظیم فرد مطالعه کننده باید یاد بگیرد، در خلال درس رفتار خود را اداره و مدیریت کند. رفتارهای نادرستی مانند حواسپرتی، فکرکردن به مسائلی غیر از درس می تواند مشکلاتی برای او بوجود آورد.بنابراین کنترل رفتار روشی موثر، برای کاهش زمان مطالعه و افزایش بهره وری. در کنترل رفتار خود باید مشکلاتی که برای ما بوجود می آید از پیش روی خود برداریم تا بتوانیم رفتار خود را به بهترین شکل کنترل کنیم. بعنوان مثال اگر چیزی فکر ما را مشغول می کند، ابتدا آنرا روی کاغذ بنویسیم و راه حلی برای آن ارایه دهیم بعد به مطالعه بپردازیم.

خود نظارتی یا ارزیابی خود: لازم است فرد با نظارت بر نحوه ی مطالعه خود پیشرفتش را وارسی کند تا ببیند عملکرد او در هنگام مطالعه و آزمون به چه شکلی بوده است. البته در برنامه خود نظارتی بهتر است چند نکته را برای خود یادداشت کند و به آنها پاسخ دهد تا عملکرد خود را بهبود بخشد.

هدف من از مطالعه این درس چیست؟ مشخص کردن هدف، کارآمدی فرد را در هنگام مطالعه بالا می برد.

در هر درس میزان علاقه من چقدر است : از ۱ تا ۲۰ به خود نمره بدهید.

سعی و تلاش من در این درس چقدر است: از ۱ تا ۲۰ به خود نمره بدهید.

میزان گوش دادن و درک کردن این درس، در کلاس چگونه است: از ۱ تا ۲۰ به خود نمره بدهید.

نمره ای که در این درس می خواهم بگیریم چیست؟…………..

با پاسخ گویی به سئوالات بالا و مشخص کردن نقاط ضعف خود به برطرف کردن آن بپردازید تا بتوانید پیشرفت و خود کارآمدی خود را افزایش دهید.

خودگویی ها: بعضی افراد در انجام تکلیف از خودگویی های منفی استفاده می کنند مانند: ” من در این درس موفق نمی شوم “. ” اگر درس در کلاس بلد نباشم، معلم و دانش آموزان مرا مسخره می کنند “. یعنی بجای اینکه بر انجام تکلیف متمرکز شوند، افکار منفی را در ذهنش مرور می کند. تفکر منفی راهی برای جلوگیری از موفقیت است. بنابراین برای انجام درست تکلیف و کنترل رفتار خود سعی کنید از خود گویی مثبت استفاده کنید. بعنوان مثال ” من خوب درس می خوانم و نتیجه خوبی بدست می آورم”. صحبت کردن با خود به طور مثبت، به دانش آموز کمک می کند تا به توان کامل خود برسد. کسانی در تحصیل موفق می شوند که خود را باور داشته باشند و قبول دارند، می توانند و برای این توانستن برنامه ریزی انجام دهند.

استراحت: هدف از استراحت بدست آوردن انرژی لازم برای فعالیتهای جسم و ذهن است تا به نوعی بهداشت مغز را تامین کند و موجب بهتر کار کردن مغز شود و یادگیری کارآمدتر و موثرتر شود. بهترین زمان بندی برای مطالعه بین ۴۰ تا ۴۵ دقیقه است و بین هر جلسه حدود ۱۵ دقیقه استراحت کنید. بیدار ماندن تا نیمه های شب و تماشای برنامه های تلویزیون باعت دیر خوابیدن، خستگی زودرس و موجب کمتر یادگیری شما می شود. کسی که پس از مطالعه می خوابد از فردی که بعد از مطالعه بیدار می ماند، محفوظات خود را بهتر یاد می گیرد.

بنابراین با رعایت موارد بالا، کسب مهارت در مطالعه، برنامه ریزی، خودباوری و پشتکار در مطالعه می توانیم جزء افراد موفق باشیم.

[ پنجشنبه سی ام آبان 1392 ] [ 8:21 ] [ اکبرسلمان پناه ]

چگونه درس بخونیم و شاگرد اول بشیم

شنیدن و یادداشت برداری

با این که از دانشجویان انتظار می‌رود با توانایی یا دداشت‌برداری خوب پا به دانشگاه گذارند اما همیشه این طورنیست. دبیرستان این توانایی را ایجاد نمی‌کند و بنابراین مهارتهای خوب گوش دادن و یادداشت برداری آنها ضرورتا باید بهتر گردد.

 سعی کنید : شنونده فعال و مثبتی باشید.

چگونه؟ در ردیف‌های اول بنشینید، نه چیزی بخوانید ونه صحبت کنید. در طی 20 دقیقه دوم (یعنی معمولا زمانی که توجه خودرا از دست می‌دهید)و تا آخرین دقایق، تا زمان ارائه خلاصه یا نتیجه‌گیری توجه ویژه خودرا حفظ کنید.

 

سعی کنید: یادگیرنده فعال و مثبتی باشید.

چگونه؟ با علاقه به مطالب درسی با طرح پرسش‌هایی برای دریافت پاسخ در کلاس شرکت جویید.

شما می‌توانید این کار را با اندیشیدن درباره موضوع درسی، و پیش‌قدم شدن در ارائه کنفرانس و از قبل خوانی مطالب درسی انجام دهید (اگر حفظ کردن مطالب برای شما دشوار است، مورد اخیر به ویژه برایتان سودمند است.)

 

سعی کنید: با توجه ویژه به مطالب اصلی، یادداشتهای دقیق بردارید.

چرا؟ ممکن است نکته اصلی آن جا باشد،اگرچنین است، آن را یادداشت کنید

افزون بر آن، در پی نکات تاکیدی برآیید؛ یعنی یافتن آن نکات از لا به لای کلام استاد، زبان بدنی یا آنچه در چهره و حرکات دست وبدن او مشهود است ویا زمانی که استاد مطلبی را به دقت ازروی یادداشتهایش برای شما می‌خواند .اگر فکر می کنید نکته اصلی را دریافت نکرده اید، یادداشت‌هایتان را به همکلاس‌هایتان یا استاد نشان دهید.

 

سعی کنید: به هنگام یادداشت برداری بین مطالب کمی فضای خالی بگذارید.

چرا؟ شما باید برای نوشتن مطالب به زبان خودتان و افزودن آن به یادداشت‌هایتان به حد کافی جا داشته باشید. این روش به شما کمک می‌کند تا با یکپارچه کردن مطالب فعلی با آنچه از قبل می‌دانستید، در سطحی ژرفتر مطلب را بیاموزید. همچنین گذاشتن فضای اضافی در یادداشت‌هایتان، یافتن مطالب را به هنگام مطالعه برایتان آسانتر می‌کند.

 

سعی کنید: در خلال 24 ساعت برای هر کلاس 10 دقیقه یادداشتهای خودرا مرور کنید.

چرا؟ زیرا در غیر اینصورت شما 50 تا 80 درصد از مطالب را از دست می‌دهید.

 

سعی کنید: یادداشت‌های خود را طوری تنظیم کنید تا بتوانید به طور موثری مطالعه کنید.

چگونه ؟ قسمت وسیعی از حاشیه سمت راست صفحه را خالی بگذارید، این جا جای نوشتن پرسش‌هایی است که به هنگام خواندن برایتان مطرح می‌شود  پشت صفحه را خالی بگذارید تا صفحه را به راحتی برگردانید. یادداشت‌ها را بپوشانید یا صفحه را به پشت برگردانید و به پرسش‌هایی که ضمن مطالعه طرح کرده‌اید، پاسخ دهید.

[ پنجشنبه سی ام آبان 1392 ] [ 8:8 ] [ اکبرسلمان پناه ]
روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است.
ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود.
بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.
کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد.
کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد.
کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."

پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد.
بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد.
کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد.
پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"
پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."

ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر میکند.
هر روز اجازه دهید ذهن شما اندکی آرامش یابد و در سکوت کامل قرار گیرد و سپس ببینید چقدر با هوشیاری به شما کمک خواهد کرد زندگی خود را آنطور که مایلید سر و سامان بخشید.

[ پنجشنبه سی ام آبان 1392 ] [ 8:5 ] [ اکبرسلمان پناه ]

یک عاشقانه آرام

ایمان عبدلی

اگر که تو هم معتقدی «حافظه برای عتیقه کردن عشق نیست، برای زنده نگه‌داشتن عشق است» و اگر مثل من فکر می‌کنی که «عاشق یاغی است» پس یاغی شو و از حافظه‌ات کمک بگیر.
برای همسرم 22/ 03/ 88

پاراگراف بالا تمام متن تقدیمی من به همسرم بود، متن را بین عنوان کتاب «یک عاشقانه‌ی آرام» و نام نویسنده «نادر ابراهیمی» نوشتم، حدود ده‌سانت فضا داشتم که برای متن من کم بود. به‌ناچار تاریخ را بین نام نویسنده و لوگوی انتشارات روزبهان ثبت کردم. کتاب را کادو‌پیچ تحویل پست دادم تا به آدرس منزل پدری همسرم تحویل بدهند. این اولین هدیه‌ی من بود. در آن شرایط فکر می‌کردم که با این کتاب و محتوایش تاثیر مثبتی روی رابطه‌ام با همسرم خواهم گذاشت، غافل از این‌که...

 


خب پدر همسرم خیلی موافق وصلت ما نبود و به همین‌خاطر چندماه اول را عقد رسمی نبودیم و رابطه‌ی ما محدود می‌شد به مهمانی‌هایی که دوطرف ترتیب می‌دادند و طبیعتا از ماهی یکی دوبار بیشتر نمی‌شد. پس باید از فضای کتاب بیشترین استفاده را می‌کردم و خیلی از گفتنی‌ها را می‌گفتم. صفحه‌ی دو که شناسنامه‌ی کتاب بود و صفحه‌ی سه هم که مقدمه‌ی نادر ابراهیمی، پس بهترین جا همان صفحه‌ی اول بود. فکرش را هم نمی‌کردم لحظه‌ی تحویل بسته فقط پدرخانمم منزل تشریف داشته باشد و آن جمله‌ی «عاشق یاغی است» مثل کبریتی شود بر انبار باروت...
دو روز بعد مادرزن محترم تماس گرفتند که: «پاشو بیا این‌جا!» آن‌قدر شاد بودم که نپرسیدم چرا. فکر می‌کردم ‌آخرسر اعتمادشان را جلب کردم و مجوز رفت‌وآمد صادر شده. کت‌وشلوارم را پوشیدم با پیراهن صورتی، سعی کردم رسمی و مردانه لباس بپوشم همان‌جوری که پدر همسرم می‌پسندید، فرصت مناسبی بود که خودم را در دلش جا کنم.
وارد خانه شدم، مقابل در روی مبل نشسته بود. چهره‌ی غضب‌آلودش را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم. همان کتاب دستش بود. رنگ زرد و آبی روی جلد را شناختم. طرح زردرنگِ قلب روی جلد را طوری سفت چسبیده بود که انگار جگر دامادش را فشار می‌دهد. از خیالات خوش بیرون آمدم. سکوت خانه آرامش قبل از طوفان بود.
«حالا واسه من تدریس یاغی‌گری می‌کنی؟»
«نه، خدا نکنه...»
صفحه‌ی اول کتاب را مقابل من نگه‌داشت با دندان‌قروچه گفت: «این چیه؟» اشاره‌اش به جمله‌ی «عاشق یاغی است» بود.
«این یکی از جملات کتابه. چیز خاصی نیست. سوتفاهم شده.»
گرمم شده بود. لیزخوردن قطره‌های عرق را روی پیشانی‌ام حس می‌کردم. می‌دانستم که همسرم تمام حرف‌ها را از اتاقش می‌شنود.
«بسه دیگه! با این جمله‌های عاشقانه نمی‌تونی کسی رو تحت‌تاثیر قرار بدی حداقل تا وقتی که من زنده‌ام.»
«اشتباه از من بوده. این جمله ادامه داره من فراموش کردم کامل بنویسم: عاشق یاغی است اما یاغیان بزرگ، اصولی دارند. باور کنید من خارج از چهارچوب کاری انجام نمی‌دم.»
کمی آرام شده بود، همسرم به همراه مادرش از اتاق بیرون آمدند و به ما اضافه شدند. شام را در کنارشان بودم. با پدر همسرم در رابطه با کتاب حرف زدیم. از عشق عسل گفتم (معشوقه‌ی داستان)، از پایداری‌اش و از احترام به خانواده و روی آخری حسابی تاکید کردم. آخر شب بعد از چندین‌بار ورانداز کتاب، باور کرد که این یک عاشقانه‌ی آرام است.

[ پنجشنبه سی ام آبان 1392 ] [ 8:4 ] [ اکبرسلمان پناه ]

  ماهیّت قیام حسینی

یکی از مسائل در مورد نهضت امام حسین(ع) این است که ماهیّت این نهضت چه بوده است؟ چون نهضتها هم مانند پدیده های طبیعی ماهیِتهای مختلفی دارند. یک شیء را اگر بخواهیم بشناسیم؛ یا به علل فاعلی آن می شناسیم، یا به علل غائی آن (که امروزه شناخت علل غائی را چندان قبول ندارند.)، یا به علل مادّی آن یعنی اجزاء و عناصر تشکیل دهنده ء آن، و یا به علّتصوری آن، یعنی به وضع و شکل و خصوصیّتی که در مجموع پیدا کرده است.

اگر نهضتی را هم بخواهیم بشناسیم، ماهیّتش را بخواهیم بدست آوریم؛ ابتدا باید علل و موجباتی را که به این نهضت منتهی شده است بشناسیم تا آنها را نشناسیم ماهیّت این نهضت را نمی شناسیم (شناخت علل فاعلی). بعد باید علل غائی آن را بشناسیم، یعنی این نهضت چه هدفی دارد؟ سوم باید عناصر و محتوای این نهضت را بشناسیم که در این نهضت چه کارهائی، چه عملیّاتی صورت گرفته است؟ و چهارم باید ببینیم این عملیّاتی که صورت گرفته است، مجموعاً چه شکلی پیدا کرده است؟

 

نهضت امام حسین(ع) یک انقلاب بود و نه انفجار

یکی از مسائلی که در مورد نهضت امام حسین(ع) مطرح است این است که آیا این قیام و نهضت از نوع یک انفجار (یک عمل ناآگاهانه و حساب ـ نظیر انفجارهائی که برای برخی از انسانها پیدا می شود بطوریکه در شرایطی قرار می کیرد که در حالی که هرگز نمی خواهد فلان حرف را بزند، ولا یکمرتبه می بیند ناراحت و عصبانی می شود و از دهانش هر چه که حتّی دلش هم نمی خواهد بیرون بیاید، بیرون می آید) بود؟ اسلام، به انقلاب انفجاری ذرّه ای معتقد نیست. اسلام، انقلابش هم انقلاب صددرصد آگاهانه و از روی تصمیم و کمال آگاهی و انتخاب است. جریان امام حسین(ع) نیز یک کار ناآگاهانه و یا یک انقلاب انفجاری نبود! گفته های خود امام حسین(ع) ـ که نه تنها از آغاز این نهضت بلکه از بعد از مرگ معاویه شروع می شود ـ، نامه هایی که میان او و معاویه مبادله شده است و .... نشان می دهد که این نهضت در کمال آگاهی بوده، انقلاب است امّا نه انفجار. انقلاب هست ولی انقلاب اسلامی نه انفجاری.    انتخاب و آزادی  

از جمله خصوصیّات امام حسین(ع) این است که در مورد فرد فرد اصحابش اجازه نمی دهد که قیامشان حالت انفجاری داشته باشد؟ چرا که امام (ع) در هر فرصتی می خواهداصحابش را به بهانه ای مرخّص بکند. هی به آنها می گوید :آگاه باشید که اینجا آب و نانی نیست، قضیّه خطر دارد. حتّی در شب عاشورا نیز با زبان خاصّی با آنها صحبت می کند:

" من اصحابی از اصحاب خودم بهتر و اهل بیتی از اهل بیت خودم فاضلتر سراغ ندارم. از همه ی شما تشکّر می کنم ، از همه تانممنونم. اینها جز با من با کسی از شما کاری ندارند. شما اگر بخواهید بروید و...."

امام (ع) همه راه ها را نیز نشان می دهد؛ تاریکی شب، برداشتن بیعت از دوش اصحابشان و ... ، یعنی فقط آ زادی و انتخاب. باید در نهایت آگاهی و آزادی و بدون اینکه کوچکترین احساس اجباری از ناحیهء دشمن یا دوست بکند، امام(ع) را انتخاب کنید. این است که به شهدای کربلا ارزش می دهد.

ماهیّت عکس العملی منفی ِ نهضت   قیام امام حسین(ع) از آن پدیده های چند ماهیّتی است، چون عوامل مختلفی در آن تأثیر داشته است. مثلاً یک نهضت می تواند ماهیّت عکس العملی داشته باشد، یهنی صرفاً عکس العمل باشد؛ می تواند ماهیّت آغازگری داشته باشد. اگر یک نهضت ماهیّت عکس العملی داشته باشد، می تواند یک عکس العمل منفی باشد در مقابل یک جریان.
یکی از عواملی که به یک اعتبار (از نظر زمانی) اوّلین عامل است: عامل تقاضای بیعت(با یزید) است، این بیعت تنها امضا کردن خلافت آدم ننگینی مانند یزید نیست، امضا کردن سنّتی است که برا ی اوّلین بار به وسیلهء معاویه می خواست پایه گذاری شود. در اینجا آنها از امام حسین(ع) بیعت می خواهند، یعنی از ناحیه شان یک تقاضا ابراز شده است؛ امام حسین(ع)  نیز عکس العمل نشان می دهد، یک عکس العمل منفی. بیعت می خواهید؟ نمی کنم.
عمل امام حسین (ع) عملی منفی، امّا از سنخ تقواست، از سنخ این است که هر انسانی در جامعهء خویش مواجه می شود با تقاضاهائی که به شکلهای مختلف، به صورت شهوت، به صورت مقام، به صورت ترس و ارعاب از او می شود و باید در مقابل آنها بگوید: نه، یعنی "تقوا".     ماهیّت عکس العملی مثبتِ نهضت  

عامل دیگری هم در اینجا وجود داشت که باز ماهیّت نهضت حسینی از آن نظر، ماهیّت عکس العملی است ولی عکس العمل مثبت نه منفی.

معاویه از دنیا می رود. مردم کوفه ای که در بیست سال قبل از این حادثه، لااقل پنج سال علی(ع) در این شهر زندگی کرده است و هنوز آثار تعالیم و تربیت علی(ع) به کلی از میان نرفته است ( البتّه خیلی تصفیه شده اند، بسیاری از سران، بزرگان و مردان اینها: حُجر بن عُدی ها، عَمرو بن حمق خُزاعی ها، رُشَید هَجَری ها و میثم تَمّارها ار از میان برده اند برای اینکه این شهر را از اندیشه و فکر علی، از احساسات به نفع علی خالی بکنند؛ ولی باز هنوز اثر این تعلیمات هست) تا معاویه می میرد، به خود می آیند، دور همدیگر جمع می شوند که اکنون از فرصت باید استفاده کرد، نباید گذاشت فرصت به پسرش یزید برسد، ما حسین بن علی داریم، امام بر حقّ ما حسین بن علی است، ما الآن باید آماده باشیم و او را دعوت کنیم که به کوفه بیاید و او را کمک بدهیم و لااقل قطبی در اینجا در ابتدا به وجود آوریم، بعد هم خلافت را خلافت اسلامی بکنیم. "کوفه" اصلاً اردوگاه بوده است، از اوّل هم به عنوان یک اردوگاه تأسیس شد. این شهر در زمان خلیفه عمر بن الخطّاب ساخته شد، قبلاً "حیره" بود. این شهر را سعد وقّاص ساخت. همان مسلمانانی که سرباز بودند و در واقع همان اردو، در آنجا برای خود خانه ساختند و لهذا از یک نظر قویترین شهرهای عالم بود.
مردم این شهر از امام حسین(ع) دعوت می کنند، نه یک نفر، نه دو نفر، نه هزار نفر، نه پنجهزار نفر و نه ده هزار نفر بلکه حدود هجده هزار نامه می رسدکه بعضی از این نامه ها راچند نفر و بعضی دیگر را شاید صد نفر امضا کرده بودند که در جمع شاید حدود صدهزار نفر به او نامه نوشته اند.
اینجا عکس العمل امام چه باید باشد؟

حجّت بر او تمام شده است. عکس العمل، مثبت و ماهیّت عملش، ماهیّت تعاون. یهنی مسلمانانی قیام کرده اند، امام باید به کمک آنها بشتابد. اگر هجده هزار نامهء مردم کوفه رفته بود به مدینه و مکّه ( و بخصوص به مکّه) نزد امام حسین(ع)  و ایشان جواب مثبت نمی داد، تاریخ، امام حسین(ع) را ملامت می کرد که اگر رفته بود، ریشهء یزید و یزیدیها کنده شده بود و از بین رفته بود؛ کوفه اردوگاه مسلمین با مردم شجاع، کوفه ای که پنج سال علی (ع) در آن زندگی کرده است و هنوز تعلیمات علی و یتیمهائی که علی بزرگ کرده و  بیوه هائی که علی از آنها سرپرستی کرده است زنده هستند و هنوز صدای علی در گوش مردم این شهر است، امام حسین(ع) جبن به خرج داد و ترسید که به آنجا نرفت، اگر می رفت در دنیای اسلام انقلاب می شد و ...،

اینست که اینجا تکلیف اینگونه ایجاب می کتد که همینکه آنها می کویند ما آماده ایم، امام می گوید من آماده هستم.

برگرفته از کتاب حماسهء حسینی، اثر: متفکّر شهید استاد مطهّری

[ پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 ] [ 7:10 ] [ اکبرسلمان پناه ]

[ پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 ] [ 7:8 ] [ اکبرسلمان پناه ]

[ دوشنبه ششم آبان 1392 ] [ 19:21 ] [ اکبرسلمان پناه ]
 دانش اموزان عزیز جهت شرکت در کلاس های تقویتی به مدرسه مراجعه فرمایید

[ دوشنبه ششم آبان 1392 ] [ 10:59 ] [ اکبرسلمان پناه ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

استاد شهید مرتضی مطهری:
قرآن كریم در آیات زیادی به شدت با پیروی از ظن و گمان مخالفت می كند و می گوید: مادامی كه به چیزی علم و یقین حاصل نكرده ای آن را دنبال مكن.
برچسب‌ها وب
ذ (2)
  • هاست
  • حقه